یک خط هوایی برای قفل کردن قیمتها برای سال آینده، قراردادهای آتی سوخت جت میخرد. یک کشاورز گندم قبل از برداشت، قراردادهای آتی میفروشد تا قیمت حداقلی را تضمین کند. یک سرمایهگذار برای محدود کردن زیانهای احتمالی، اختیار فروش روی سهمی که دارد میخرد.
همه اینها پوشش ریسک یا هجینگ (Hedging) هستند. شرطبندی روی اینکه قیمتها کجا میروند نیستند. بیمهای هستند در برابر اینکه قیمتها ممکن است کجا بروند.
پوشش ریسک یکی از بدفهمیدهشدهترین مفاهیم در امور مالی است. اغلب با سفتهبازی اشتباه گرفته میشود. اما این دو متضاد هستند. سفتهباز میخواهد در معرض یک بازار قرار بگیرد. پوششدهنده ریسک از قبل در معرض آن است و میخواهد ریسک دارایی خود را کاهش دهد.
تا پایان این مطلب کوتاه، میفهمید پوشش ریسک چیست، پوششهای رایج چطور کار میکنند، تفاوت بین پوشش ریسک و سفتهبازی چیست و چرا پوشش ریسک حتی اگر خودتان هرگز انجامش ندهید اهمیت دارد.
در سایتهای اجتماعی با ما باشید
پوشش ریسک چیست؟
پوشش ریسک یعنی گرفتن معاملهای (موقعیتی) که ریسک نگهداری یک دارایی موجود را کاهش دهد.
در واقع، پوشش ریسک مانند بیمه مالی عمل میکند. بخشی از سود بالقوه را در ازای محافظت در برابر یک زیان مشخص واگذار میکند.
منطق ساده است. مثلاً کسبوکار یک خط هوایی به سوخت جت وابسته است. اگر قیمت سوخت جهش کند، هزینههای خط هوایی اوج میگیرد و سود سقوط میکند. خط هوایی نمیتواند قیمت سوخت را کنترل کند. اما میتواند ریسکهای مربوط به افزایش قیمت سوخت را کاهش دهد. با خرید قراردادهای آتی سوخت جت—توافق امروز روی یک قیمت برای تحویل سوخت در سال آینده—خط هوایی هزینههایش را تا حدی کنترل میکند. اگر قیمت سوخت افزایش یابد، ارزش قراردادهای آتی بالا میرود و هزینه بالاتر سوخت فیزیکی را جبران میکند. اگر قیمت سوخت سقوط کند، قراردادهای آتی ارزش کمتری پیدا میکنند، اما خط هوایی سوخت فیزیکی ارزانتری میخرد. در هر دو حالت، هزینههای خود را بهتر مدیریت کرده است.
خط هوایی روی قیمت سوخت شرطبندی نکرد. خود را در برابرش بیمه کرد. این پوشش ریسک است.
ابزارهای رایج پوشش ریسک
پوشش ریسک میتواند با ابزارهای مالی مختلفی انجام شود که هر کدام برای ریسکهای متفاوتی مناسب هستند.
قراردادهای آتی و سلف (Futures and Forwards) توافقهایی برای خرید یا فروش یک دارایی با قیمت از پیش تعیینشده در یک تاریخ آینده هستند. برای پوشش قیمت کالاها، نرخهای ارز و نرخهای بهره استفاده میشوند. خط هوایی که سوخت جت را پوشش میدهد از قراردادهای آتی استفاده میکند. یک شرکت اروپایی که انتظار دریافت مبلغی به دلار شش ماه دیگر دارد، ممکن است از یک قرارداد سلف برای قفل کردن نرخ ارز امروز استفاده کند.
اختیار معامله (Option) به دارنده قرارداد حق میدهد—اما نه الزام—که دارایی را با قیمت مشخص بخرد یا بفروشد. اختیار فروش برای پوشش در برابر کاهش قیمت استفاده میشود. اگر سهمی دارید و اختیار فروش میخرید، حق دارید آن سهم را با قیمت از پیش تعیینشده بفروشید و زیان نزولی خود را محدود کنید. اختیار خرید میتواند در برابر افزایش قیمت پوشش دهد—یک تولیدکننده ممکن است روی مواد خام اختیار خرید بخرد تا هزینههای ورودی را سقفدار کند.
ETFهای معکوس طوری طراحی شدهاند که در خلاف جهت یک شاخص حرکت کنند. سرمایهگذاری که میخواهد ریسک سرمایه خود را بدون فروش سبدش کاهش دهد، میتواند یک ETF معکوس S&P 500 بخرد. اگر بازار سقوط کند، ETF معکوس افزایش مییابد و بخشی از زیانها را جبران میکند.
متنوعسازی (Diversification) سادهترین شکل پوشش ریسک است. نگهداشتن داراییهایی که با هم حرکت نمیکنند—سهام، اوراق قرضه، طلا و نقره، املاک—ریسک اینکه سقوط در هر دارایی منفرد سبد را نابود کند کاهش میدهد.
پوشش ریسک در برابر سفتهبازی
تفاوت بین پوشش ریسک و سفتهبازی در ابزار نیست. در نیت است.
پوششدهنده ریسک، ریسک دارایی که به آن نیاز دارد کاهش میدهد. خط هوایی از قبل سوخت جت مصرف میکند. کشاورز از قبل گندم میکارد. سرمایهگذار از قبل سهام دارد. هجینگ، ریسکی را که نمیتوانند دور بزند جبران میکند.
سفتهباز هیچ معاملهای لارم ندارد که معاملهای باز کند یا کدام دارایی را نگهدارد—بلکه به دنبال سود از نوسانهای قیمت است. کسی که قراردادهای آتی نفت میخرد بدون اینکه هیچ ارتباطی با صنعت نفت داشته باشد، سفتهبازی میکند. میخواهد قیمت در جهت دلخواهش حرکت کند تا بتواند با سود بفروشد. از یک کسبوکار محافظت نمیکند. شرطبندی میکند.
همان ابزار—یک قرارداد آتی نفت—میتواند در دستان یک نفر پوشش ریسک و در دستان دیگری سفتهبازی باشد. آنچه متمایزشان میکند رابطه با ریسک زیربنایی است.
هزینه پوشش ریسک
پوشش ریسک بیمه است. و مثل هر بیمهای، هزینه دارد.
قراردادهای آتی و اختیار معامله، پرمیوم، کمیسیون و اسپرد دارند. پوششی که کاملاً تمام ریسک را حذف کند، تمام سود بالقوه را هم حذف میکند—هزینه پوشش برابر با بازدهی مورد انتظار میشود. پوششهای دنیای واقعی جزئی هستند. ریسک را کاهش میدهند، نه حذف. پوششدهنده تصمیم میگیرد چقدر محافظت و با چه قیمتی بخرد.
همچنین هزینه اشتباه کردن هم وجود دارد. اگر خط هوایی سوخت را در ۸۰ دلار در هر بشکه پوشش دهد و قیمتها به ۶۰ دلار سقوط کند، پوشش زیان میدهد. خط هوایی بدون پوشش وضع بهتری داشت. اما این نگاه به گذشته است. هدف پوشش هرگز پول درآوردن نبود. اطمینان از این بود که خط هوایی میتواند اگر قیمتها در جهت مخالف میرفتند زنده بماند.
چرا پوشش ریسک حتی اگر خودتان انجامش ندهید اهمیت دارد
پوشش ریسک اقتصاد جهانی را به روشهایی شکل میدهد که بر هر فعال بازاری اثر میگذارد.
بازارهای کالا عمدتاً به این دلیل وجود دارند که تولیدکنندگان و مصرفکنندگان نیاز به پوشش ریسک دارند. کشاورزان، معدنچیان و حفاران از قراردادهای آتی برای قفل کردن قیمتها استفاده میکنند. شرکتهای غذایی، خطوط هوایی و تولیدکنندگان از آنها برای کنترل هزینهها استفاده میکنند. نقدینگی فراهمشده توسط سفتهبازان این پوششها را ممکن میکند، اما کارکرد اقتصادی، پوشش ریسک است.
بازارهای ارز به شدت توسط پوشش ریسک شرکتی هدایت میشوند. شرکتهای چندملیتی مرتباً ریسک ارز خارجی خود را پوشش میدهند—درآمدها و هزینههای مورد انتظار را به ارز داخلی تبدیل میکنند تا از غافلگیری جلوگیری کنند. این جریانها میتوانند نرخهای ارز را به اندازه معاملات سفتهبازانه حرکت دهند.
در طول بحرانها، تقاضا برای پوششها جهش میکند. اختیار فروش گران میشود. سوآپ نکول اعتباری گستردهتر میشوند. هزینه بیمه وقتی همه همزمان میخواهندش افزایش مییابد. قیمت پوششها یک سیگنال است—وقتی محافظت گران است، بازار در حال قیمتگذاری خطر است.
سخن پایانی
پوشش ریسک درباره پول درآوردن نیست. درباره محافظت در برابر از دست دادن پول است.
بیمه است. پرمیوم میپردازید. میپذیرید که ممکن است نیازش نشوید. امیدوارید نشوید. اما اگر ریسکی که در برابرش پوشش گرفتید محقق شود، محافظت آنجاست. این بدهبستان است.
برای کسبوکارهایی که در معرض قیمت کالاها، نوسانهای ارز یا تغییرات نرخ بهره هستند، هجینگ اختیاری نیست—بقاست. برای سرمایهگذاران، ابزاری برای مدیریت ریسک بدون فروش داراییهایی است که به آنها باور دارند. فهمیدن پوشش ریسک به شما کمک میکند بفهمید چرا بازارها اصلاً وجود دارند.

