اگر تازه وارد دنیای معاملهگری شدهاید، احتمالاً دو کلمه زیاد به گوشتان خورده است: تحلیل تکنیکال و تحلیل فاندامنتال. شاید هم کمی گیج شدهاید که این دو چه فرقی با هم دارند و کدام یکی را باید یاد بگیرید.
خبر خوب این است که شما مجبور نیستید یکی را انتخاب کنید. این دو روش، مکمل یکدیگر هستند و هر کدام به سوال متفاوتی پاسخ میدهند.
در این پست کوتاه، با زبانی خیلی ساده و بدون اصطلاحات پیچیده، تفاوت این دو روش را یاد میگیرید.
در سایتهای اجتماعی با ما باشید
تحلیل فاندامنتال چیست؟
تحلیل فاندامنتال به دنبال پاسخ به این سوال است: «آیا این دارایی ارزش خرید دارد؟»
تحلیلگران فاندامنتال به جای نگاه کردن به قیمت، به «دلایل» حرکت قیمت نگاه میکنند. آنها بررسی میکنند که یک شرکت چقدر سود میکند، چقدر بدهی دارد، صنعتش در چه وضعیتی است، و اقتصاد کلی به کدام سمت میرود.
یک مثال خیلی ساده از تحلیل فاندامنتال: تولید ناخالص داخلی (GDP)
تصور کنید میخواهید بدانید که اقتصاد یک کشور در حال رشد است یا در حال کوچک شدن. بزرگترین و مهمترین شاخصی که اقتصاددانان به آن نگاه میکنند، تولید ناخالص داخلی یا GDP است.
تولید ناخالص داخلی یعنی ارزش کل همهی کالاها و خدماتی که در یک کشور در یک سال تولید شده است. به زبان خیلی سادهتر: اگر یک سال کل اقتصاد ایران را یک کیک بزرگ در نظر بگیریم، GDP اندازهی آن کیک است.
اگر GDP یک کشور در حال افزایش باشد، یعنی آن کیک بزرگتر شده است. این یعنی اقتصاد در حال رشد است، مردم بیشتر کار میکنند، حقوقها بالاتر میرود، و شرکتها سود بیشتری میکنند. سرمایهگذاران معمولاً در چنین شرایطی علاقهی بیشتری به خرید ارز ملی آن کشور و سهام شرکتهای آن کشور دارند، چون احتمال رشد و سوددهی آنها بیشتر است.
این فقط یک نمونه از تحلیل فاندامنتال است — نگاه به اعداد و ارقام کلان اقتصادی برای فهمیدن اینکه آیا یک بازار یا دارایی ارزش سرمایهگذاری دارد یا نه.
تحلیل تکنیکال چیست؟
تحلیل تکنیکال به دنبال پاسخ به این سوال است: «بهترین زمان برای خرید یا فروش کی است؟»
تحلیلگران تکنیکال به جای «چرایی»، به «قیمت و رفتار آن» نگاه میکنند. آنها معتقدند که تمام اطلاعات موجود، قبلاً در قیمت و نمودار منعکس شده است. پس با بررسی نمودارها و الگوهای قیمتی، میتوانند حرکت بعدی را پیشبینی کنند.
این روش برای معاملهگری کوتاهمدت مناسب است.
یک مثال خیلی ساده از تحلیل تکنیکال: کندل چکش (Hammer)
فرض کنید به یک نمودار قیمت نگاه میکنید که هر شمع (کندل) روی آن، نشاندهندهی رفتار خریداران و فروشندگان در یک بازهی زمانی (تایمفریم) است.
کندل چکش یکی از معروفترین و سادهترین الگوهای تحلیل تکنیکال است. یک کندل چکش شبیه به یک چکش است: یک بدنهی کوچک در بالای شمع و یک سایهی بلند در پایین آن.
این الگو معمولاً در انتهای یک روند نزولی (زمانی که قیمت در حال سقوط است) ظاهر میشود و نشان میدهد که فروشندگان، قیمت را پایین آوردهاند (سایهی بلند پایین)، اما خریداران قوی وارد شدهاند و قیمت را بالا آوردهاند (بدنهی کوچک در بالا). یعنی اگرچه قیمت پایین رفته بود، اما در نهایت خریداران کنترل بازار را به دست گرفتهاند. بنابراین، احتمال دارد که روند نزولی تمام شود و قیمت شروع به افزایش کند.
البته هیچ الگویی ۱۰۰٪ دقیق نیست. کندل چکش هم فقط یک سیگنال است و برای اطمینان بیشتر، باید با سایر ابزارهای تکنیکال تأیید شود.
این فقط یک نمونه از تحلیل تکنیکال است — نگاه به شکل و رفتار قیمت در گذشته برای حدس زدن حرکت آینده.
جدول تفاوتها
| تحلیل فاندامنتال | تحلیل تکنیکال |
|---|---|
| به دنبال ارزش واقعی یک دارایی است | به دنبال زمان مناسب برای معامله است |
| از صورتهای مالی، اخبار، و اقتصاد استفاده میکند | از نمودارها، الگوها، و اندیکاتورها استفاده میکند |
| مناسب برای سرمایهگذاری بلندمدت (سالها) است | مناسب برای معاملهگری کوتاهمدت (روزها یا هفتهها) است |
| میگوید چه چیزی بخریم | میگوید کی بخریم |
کدام یکی را انتخاب کنیم؟ (پاسخ ساده)
پاسخ: هر دو را با هم.
بسیاری از معاملهگران حرفهای از هر دو روش استفاده میکنند. اول با تحلیل فاندامنتال یک دارایی خوب پیدا میکنند (چه چیزی بخرند)، و بعد با تحلیل تکنیکال زمان مناسب ورود را تشخیص میدهند (کی بخرند).
یک قیاس ساده:
تصور کنید میخواهید یک سفر بروید. تحلیل فاندامنتال مثل این است که بدانید مقصد شما کجاست و چرا باید به آنجا بروید. تحلیل تکنیکال مثل این است که بدانید چه مسیری را بروید، چه زمانی حرکت کنید، و کجا توقف کنید.
خلاصه
اگر فقط یک جمله از این پست به خاطر بسپارید، این باشد:
تحلیل فاندامنتال به شما میگوید «چه چیزی» بخرید، و تحلیل تکنیکال به شما میگوید «کَی» آن را بخرید.
هر دو روش ارزشمند هستند. بهترین معاملهگران کسانی هستند که از ترکیب تحلیل تکنیکال و فاندامنتال استفاده میکنند.

