بنجامین فرانکلین جمله معروفی دارد که هیچ چیز جز مرگ و مالیات قطعی نیست. برای سرمایهگذاران، مالیات فقط حتمی نیست—هزینهای است که مستقیماً و به طور قابل توجهی بر بازدهیها اثر میگذارد.
سبد سرمایهگذاریای که سالانه ۱۰٪ بازدهی قبل از مالیات دارد، ممکن است بعد از مالیات ۷٪ بازدهی داشته باشد. در طول سی سال، سرمایهگذاری ۱۰۰,۰۰۰ دلاری که با ۱۰٪ مرکب میشود به ۱/۷۴ میلیون دلار میرسد. با ۷٪، به ۷۶۱,۰۰۰ دلار میرسد. این تفاوت—نزدیک به یک میلیون دلار—نه به خاطر تصمیمات بد سرمایهگذاری از دست رفته است بلکه به خاطر مالیات از دست رفته است. فهمیدن نحوه کار مالیاتها فقط برای حسابداران نیست. برای هر کسی است که میخواهد بیشتر از آنچه به دست میآورد نگه دارد.
تا پایان این مطلب، انواع اصلی مالیاتها را میفهمید، اینکه چطور بر شرکتها و سرمایهگذاران اثر میگذارند، و چرا اعلامیههای سیاست مالیاتی بازارها را حرکت میدهند.
در سایتهای اجتماعی با ما باشید
مالیات چیست؟
مالیات یک پرداخت اجباری است که توسط دولت از افراد و کسبوکارها جمعآوری میشود. داوطلبانه نیست. هزینه یک خدمت مشخص نیست. یک مشارکت الزامی است که برای تأمین مالی کالاهای عمومی مانند جادهها، مدارس، دفاع، بهداشت و درمان و ماشین خود دولت استفاده میشود.
ساده: هزینههای دولت با مالیاتها تأمین میگردد.
مالیاتها که از افراد و شرکتها جمعآوری میگردد، درآمد اصلی دولت است. بدون آنها، دولت نمیتواند کار کند. با آنها، دولت میتواند زیرساخت بسازد، خدمات ارائه دهد و منابع را بازتوزیع کند. سوال هرگز این نیست که آیا مالیات داشته باشیم—هر کشوری دارد. سوال این است که چه چیزی را مشمول مالیات کنیم، چقدر مالیات بگیریم و چه کسی باید بپردازد.
چرا مالیاتها برای سرمایهگذاران اهمیت دارند
مالیاتها بر هر لایه از فرایند سرمایهگذاری اثر میگذارند.
در سطح شرکت، مالیات بر درآمد شرکت سود شرکتها را کاهش میدهد، که مستقیماً سود هر سهم را کم میکند. وقتی دولتی نرخ مالیات شرکت را کاهش میدهد، سود پس از مالیات افزایش مییابد و سهام تمایل به واکنش مثبت دارد. وقتی مالیات شرکت را افزایش میدهد، عکس آن اتفاق میافتد.
در سطح سرمایهگذار، مالیات بر سود سرمایه (Capital Gains Tax)، بازدهیای را که هنگام فروش یک دارایی با سود نگه میدارید کاهش میدهد. مالیات بر سود تقسیمی (Dividend Tax)، درآمدی را که از مالکیت سهام دریافت میکنید کم میکند. حتی مالیاتهای مصرف مثل مالیات بر ارزش افزوده (VAT) به طور غیرمستقیم بر سرمایهگذاری اثر میگذارند—درآمد قابل تصرف را کاهش میدهند، که بر مصرف مصرفکننده اثر گذاشته و سپس به درآمد شرکتها سرایت میکند.
سیاست مالیاتی یکی از مستقیمترین کانالهایی است که دولتها از طریق آن بر بازارها و رفتار اقتصادی اثر میگذارند. یک تغییر مالیاتی پیشنهادی میتواند یک بخش کامل را جابهجا کند. یک اصلاحات مالیاتی تصویبشده میتواند استراتژیهای سرمایهگذاری را برای سالها تغییر شکل دهد.
انواع اصلی مالیاتها
مالیاتها به اشکال زیادی میآیند. هر کدام بر اقتصاد سرمایهگذاران و افراد متفاوت اثر میگذارند.
مالیات بر درآمد (شخصی)
این نوع مالیات بر درآمد افراد وضع میشود—دستمزد، حقوق، پاداش و گاهی درآمد سرمایهگذاری. بیشتر کشورها از یک سیستم تصاعدی استفاده میکنند: درآمدهای بالاتر نرخهای نهایی بالاتری میپردازند.
مالیات بر درآمد شخصی مستقیماً بر مصرف خانوارها اثر میگذارد. مالیات بالاتر یعنی درآمد قابل تصرف کمتر. درآمد قابل تصرف کمتر یعنی مصرف کمتر. مصرف کمتر یعنی رشد اقتصادی کندتر—یا حداقل رشد کندتر در بخشهای مصرفمحور. همچنین بر عرضه نیروی کار اثر میگذارد. نرخهای نهایی بسیار بالا میتواند انگیزه برای کار بیشتر، شروع یک کسبوکار یا دنبال کردن درآمد اضافی را کاهش دهد.
مالیات بر درآمد شرکت
بر سود شرکتها وضع میشود. این یکی از تکاندهندهترین سیاستهای مالیاتی در بازار است. وقتی نرخهای مالیات شرکت کاهش مییابند، سود پس از مالیات افزایش مییابد. سود هر سهم بالا میرود. سهام تمایل به افزایش دارد، گاهی در کل بازار. وقتی نرخها افزایش مییابند، عکس آن اتفاق میافتد.
شرکتها در سطح جهانی بر سر نرخهای مالیاتی رقابت میکنند. بهخاطر همین نوع مالیات یک شرکت چندملیتی میتواند انتخاب کند کجا دفتر مرکزیاش را مستقر کند، کجا سودهایش را ثبت کند و چطور عملیاتش را ساختاربندی کند. کشورها برای جذب این شرکتها با نرخهای پایینتر رقابت میکنند و فشار نزولی بر مالیاتهای شرکت در سطح جهانی ایجاد میکنند. اخیراً تلاشی به رهبری سازمان همکاری و توسعهٔ اقتصادی (OECD) برای ایجاد یک نرخ حداقلی مالیات شرکت جهانی برای محدود کردن این رقابت صورت گرفته است—اما تاکنون موفقیت چشمگیر نداشته است.
مالیات بر سود سرمایه (Capital Gains Tax)
بر سود حاصل از فروش داراییهای مانند سهام، اوراق قرضه، املاک، کسبوکارها، کلکسیونها وضع میشود. این مالیاتی است که بیشترین تأثیر مستقیم را بر سرمایهگذاران دارد.
بیشتر کشورها بین سود سرمایه کوتاهمدت و بلندمدت تمایز قائل میشوند. عایدی کوتاهمدت—داراییهایی که کمتر از یک سال نگه داشته شدهاند—معمولاً با نرخهای بالاتر درآمد عادی مشمول مالیات میشوند. سود بلندمدت—داراییهایی که بیش از یک سال نگه داشته شدهاند—با نرخهای پایینتر برای تشویق سرمایهگذاری بلندمدت مشمول مالیات میشوند.
این تمایز بر رفتار سرمایهگذار اثر میگذارد. یک سرمایهگذار ممکن است سهمی را یازده ماه نگه دارد به جای فروش الآن تا واجد شرایط نرخهای بلندمدت شود. سرمایهگذاری که پیشبینی افزایش مالیات بر سود سرمایه را میکند، ممکن است قبل از اجرایی شدن نرخ جدید بفروشد و فشار فروش ایجاد کند. ملاحظات مالیاتی مستقیماً تصمیمات سرمایهگذاری را شکل میدهند.
مالیات بر سود تقسیمی
سود تقسیمی درآمدی برای سهامداران حساب میشود. و مالیات بر سود تقسیمی پس توزیع سود به سهامداران وضع میشود.
بعضی کشورها سود تقسیمی را با همان نرخ درآمد عادی مشمول مالیات میکنند. بعضی دیگر با نرخهای پایینتر یا اصلاً مشمول نمیکنند.
مالیات بر سود تقسیمی یک مسئله شناختهشده ایجاد میکند: مالیات مضاعف. سود شرکت ابتدا در سطح شرکت از طریق مالیات بر درآمد شرکت مشمول مالیات میشود. سپس، وقتی آن سود پس از مالیات به عنوان سود تقسیمی بین سهامداران توزیع میشود، دوباره در سطح فردی مشمول مالیات میشود. این لایه مضاعف مالیات یکی از دلایلی است که بعضی شرکتها بازخرید سهام را به سود تقسیمی ترجیح میدهند—بازخرید، سرمایه را به سهامداران برمیگرداند بدون اینکه مالیات فوری بر سود تقسیمی ایجاد کند.
مالیات بر ارزش افزوده (Value Added Tax—VAT) / مالیات بر فروش
این نوع مالیات بر مصرف وضع شده و به قیمت کالاها و خدمات اضافه میشود. توسط مصرفکنندگان پرداخت، توسط کسبوکارها جمعآوری و به دولت تحویل میشود.
VAT شکل غالب مالیات بر مصرف در بیشتر کشورهای خارج از ایالات متحده است. نرخها به طور گسترده متفاوت هستند—از زیر ۱۰٪ در بعضی کشورها تا بیش از ۲۵٪ در بعضی دیگر. آمریکا از مالیات بر فروش در سطح ایالتی استفاده میکند، نه فدرالی.
مالیات بر ارزش افزوده در عمل بیشتر به ضرر خانوارهای کمدرآمد است . خانوارهای کمدرآمد سهم بیشتری از درآمدشان را صرف مصرف میکنند، بنابراین VAT درصد بیشتری از کل درآمدشان را میگیرد. دولتها گاهی کالاهای ضروری اساسی—غذا، دارو، آموزش—را برای کاهش این اثر نزولی معاف میکنند.
مالیات بر املاک
بر مالکیت املاک وضع میشود، معمولاً توسط دولتهای محلی یا شهرداری جمعآوری میگردد. برای سرمایهگذاران املاک و صاحبان خانه مهم این نوع مالیات مهم است—مخصوصاً در شهرهای در حال گسترش.
مالیات بر دارایی بر اساس ارزش ارزیابیشده ملک است. خدمات محلی را تأمین مالی میکند—مدارس، جادهها، پلیس، آتشنشانی. برای سرمایهگذاران املاک، مالیات بر دارایی یک هزینه نگهداری است که درآمد خالص اجاره را کاهش میدهد. برای صاحبان خانه، یک هزینه مداوم مالکیت است.
مالیات بر ارث و ماترک
بر ثروتی که از نسلی به نسل بعد منتقل میشود وضع میشود. اغلب توسط مخالفان «مالیات مرگ» نامیده میشود.
در بیشتر کشورهای توسعهیافته، مالیات بر ارث آستانههای معافیت بالایی دارد. اکثریت قریب به اتفاق ماترکها هیچ چیزی نمیپردازند. این مالیات عمدتاً بر افراد با دارایی خالص بالا اثر میگذارد و یک صنعت برنامهریزی ثروت ایجاد کرده که به حداقل کردن آن اختصاص دارد. برای سرمایهگذارانی که ثروت چندنسلی میسازند، فهم مالیات بر ارث ضروری است.
تعرفهها (مالیات بر واردات)
بر کالاهای وارداتی همین که وارد کشور شد وضع میشود. این مالیاتی بر تجارت است، نه بر درآمد یا مصرف در داخل کشور.
تعرفهها قیمت کالاهای وارداتی را برای مصرفکنندگان داخلی افزایش میدهند تا خالص صادارت را مدیریت کند. از تولیدکنندگان داخلی در برابر رقابت خارجی محافظت میکنند. میتوانند باعث تلافی از سوی شرکای تجاری شوند و به جنگهای تجاری منجر شوند. تعرفهها یکی از قدیمیترین اشکال مالیات هستند و از نظر سیاسی قدرتمند باقی میمانند چون قابل مشاهدهاند و به صنایع و مشاغل خاص گره خوردهاند.
طبقات مالیاتی: چطور مالیات تصاعدی کار میکند
بیشتر کشورها از ساکنان خود با یک نرخ مالیات نمیگیرند. از یک سیستم طبقات مالیاتی استفاده میکنند. این بازههای درآمدی است که با نرخهای تصاعدی بالاتر مشمول مالیات میشوند.
یک مثال ساده این را روشن میکند. کشوری را تصور کنید با سه طبقه مالیاتی:
- ۰٪ روی درآمد تا ۱۰,۰۰۰ دلار
- ۱۵٪ روی درآمد از ۱۰,۰۰۱ تا ۵۰,۰۰۰ دلار
- ۲۵٪ روی درآمد بالای ۵۰,۰۰۰ دلار
اگر ۶۰,۰۰۰ دلار درآمد داشته باشید، روی کل مبلغ ۲۵٪ نمیپردازید. روی ۱۰,۰۰۰ دلار اول ۰٪، روی ۴۰,۰۰۰ دلار بعدی ۱۵٪ و فقط روی ۱۰,۰۰۰ دلار آخر ۲۵٪ میپردازید. کل قبض مالیاتی شما ۸,۵۰۰ دلار خواهد بود—نرخ مؤثر مالیاتی حدود ۱۴٪، حتی با اینکه بالاترین طبقه شما ۲۵٪ است.
طبقهای که در بالای درآمدتان در آن قرار میگیرید، نرخ نهایی مالیات نام دارد. نرخ متوسطی که واقعاً روی کل درآمدتان میپردازید، نرخ مؤثر یا قابل پرداخت مالیاتی است. این دو بسیار متفاوت هستند و اشتباه گرفتنشان یکی از رایجترین سوءتفاهمها درباره مالیات است.
مالیاتها چطور بر شرکتها اثر میگذارند
مالیاتها رفتار یک شرکت را به روشهای قدرتمندی شکل میدهند.
نرخهای مالیات بر درآمد شرکت و رقابتپذیری
نرخ قانونی مالیات بر درآمد شرکت یا همان نرخ رسمی فقط بخشی از داستان است. شرکتها از کسورات، اعتبارات، روزنهها و ساختارهای بینالمللی برای کاهش نرخ قابل پرداخت مالیات خود استفاده میکنند—چیزی است که واقعاً میپردازند. بعضی شرکتهای چندملیتی بزرگ نرخهای مالیاتی قابل پرداخت بسیار پایینتر از نرخ قانونی میپردازد.
شرکتها تصمیمات جغرافیایی خود را تا حدی بر اساس مالیات میگیرند. یک شرکت که تصمیم میگیرد کجا کارخانه جدید بسازد، کجا دفتر مرکزی اروپاییاش را مستقر کند یا کجا مالکیت فکریاش را ثبت کند، پیامدهای مالیاتی را در نظر میگیرد. کشورها برای این کسبوکار رقابت میکنند. نرخ پایین مالیات بر درآمد شرکت ایرلند، شرکتهای بزرگ فناوری و داروسازی را جذب کرد. این رقابت، نرخهای مالیات بر درآمد شرکت جهانی را برای دههها پایین رانده.
مشوقهای مالیاتی و رفتار
دولتها از مشوقهای مالیاتی برای تشویق رفتارهای اقتصادی خاص استفاده میکنند. اعتبارات مالیاتی تحقیق و توسعه، نوآوری را ارزانتر میکند. معافیتهای مالیاتی انرژی تجدیدپذیر، گذار از سوختهای فسیلی را شتاب میدهد. کمکهزینههای سرمایهگذاری به شرکتها اجازه میدهد مخارج سرمایهای را سریعتر مستهلک کنند و آنها را به سرمایهگذاری در تجهیزات و تأسیسات جدید تشویق میکند.
این مشوقها برنده و بازنده ایجاد میکنند. بخشهایی که رفتار مالیاتی مطلوب دریافت میکنند، سرمایه بیشتری جذب میکنند. بخشهایی که مزایای مالیاتی را از دست میدهند، میبینند سرمایه به جای دیگری میرود. سرمایهگذاران باهوش تغییرات در مشوقهای مالیاتی را تماشا میکنند—میتوانند چشمانداز رقابتی کل صنایع را جابهجا کنند.
مالیاتها چطور مستقیماً بر سرمایهگذاران اثر میگذارند
مالیاتها فقط سود شرکتها را کاهش نمیدهند. مستقیماً بازدهی سرمایهگذاران را کم میکنند. فهمیدن چگونگی مدیریت آنها بخشی از سرمایهگذاری خوب است.
حسابهای با مزیت مالیاتی
حسابهای بازنشستگی—401(k) و IRA در ایالات متحده، ISA در بریتانیا، سوپرانواسیون در استرالیا—به سرمایهگذاریها اجازه میدهند بدون مالیات یا با تعویق مالیاتی رشد کنند. این حسابها جزو قدرتمندترین ابزارهای ثروتسازی در دسترس سرمایهگذاران فردی هستند.
در یک حساب با تعویق مالیاتی، تا زمانی که پول در حساب باقی میماند، مالیات بر سود تقسیمی، بهره یا سود سرمایه نمیپردازید. سرمایهگذاریها بدون کشش سالانه مالیات مرکب میشوند. در طول دههها، تفاوت بین یک حساب مشمول مالیات و یک حساب با مزیت مالیاتی میتواند عظیم باشد—صدها هزار دلار یا بیشتر.
فروش داراییهای زیانده
یک استراتژی برای فروش سرمایهگذاریهای زیانده برای تحقق زیانهایی که میتوانند مالیات برسود سرمایه را جبران کنند. مثلاً اگر ۱۰,۰۰۰ دلار سود روی یک سهم و ۱۰,۰۰۰ دلار زیان روی سهم دیگر داشته باشید، فروش هر دو منجر به عدم سود سرمایه خالص و عدم مالیات بدهی میشود. زیان، سود را خنثی میکند.
فروش دارایی زیانده برای کاهش مالیات نزدیک پایان سال رایج است، وقتی سرمایهگذاران سبدهایشان را مرور میکنند و زیانها را برای کاهش قبضهای مالیاتیشان تحقق میبخشند. این یکی از معدود استراتژیهای سرمایهگذاری صرفاً مالیات-محور در دسترس سرمایهگذاران فردی است.
تصمیمات دوره نگهداری
تمایز بین نرخهای سود سرمایهای کوتاهمدت و بلندمدت مستقیماً بر مدت نگهداری داراییها توسط سرمایهگذاران اثر میگذارد. یک سرمایهگذار ممکن است سهمی را یازده ماه و بیست روز نگه دارد به جای فروش فوری—نه به خاطر اینکه تحلیل سرمایهگذاری تغییر کرده، بلکه به خاطر اینکه چند روز بیشتر صبر کردن، نرخ مالیات را به طور قابل توجهی کاهش میدهد.
ملاحظات مالیاتی میتوانند بر منطق خالص سرمایهگذاری غلبه کنند. این به این معنی نیست که مالیاتها باید هر تصمیمی را هدایت کنند. اما نادیده گرفتنشان یعنی پول روی میز گذاشتن.
سیاست مالیاتی و واکنشهای بازار
سیاست مالیاتی ذاتاً سیاسی است که میتواند انتخابات و دولتها را تغییر دهد. دولتهای جدید، سیاستهای مالیاتی را تغییر میدهند. این چرخه نااطمینانی ایجاد میکند، و بازارها از عدم قطعیت بدشان میآید.
اصلاحات مالیاتی بزرگ میتوانند حرکتهای قابل توجه بازار را ایجاد کنند. قانون کاهش مالیات و مشاغل آمریکا در سال ۲۰۱۷، که نرخ مالیات شرکت را از ۳۵٪ به ۲۱٪ کاهش داد، با یک جهش قوی بازار سهام دنبال شد. سرمایهگذاران سهام را بر اساس انتظارات بالاتر از سود پس از مالیات قیمتگذاری مجدد کردند. بخشهایی که بیشترین سود را از تغییرات بردند، عملکرد بهتری نسبت به آنهایی که نبردند داشتند.
بازارها به جلو نگاه میکنند. یک کاهش مالیات بر درآمد شرکت که ماهها جلوتر پیشبینی میشود، قبل از تبدیل شدن به قانون تا حدی در قیمتها لحاظ میشود. واکنش نهایی بازار بستگی دارد به اینکه سیاست واقعی از انتظارات فراتر میرود، مطابقت دارد یا کمتر از آن است. اگر بازارها انتظار کاهش ۵٪ نرخ را داشتند و ۳٪ دریافت کردند، سهام ممکن است با خبر کاهش مالیات سقوط کند. واکنش همیشه نسبت به انتظارات است.
همان منطق در جهت معکوس کار میکند. یک افزایش پیشنهادی مالیات بر عایدی سرمایه میتواند فشار فروش ایجاد کند چون سرمایهگذاران برای تحقق سود قبل از اجرایی شدن نرخ بالاتر عجله میکنند. وقتی افزایش تصویب شد، آن فشار فروش اغلب فروکش میکند. پیشبینی، بیشتر از خود سیاست فعالیت بازار را هدایت میکند.
گپ آخر
مالیاتها به همه چیزهایی که در این مجموعه پوشش دادهایم متصل میشوند. یک جزء مرکزی از سیاست مالی هستند. بر بودجههای دولت و بدهی ملی اثر میگذارند. رفتار شرکتها را شکل میدهند—جایی که شرکتها سرمایهگذاری میکنند، چطور خودشان را ساختاربندی میکنند و چطور سرمایه را به سهامداران برمیگردانند. مستقیماً بازدهی سرمایهگذاران را کاهش میدهند و مدیریت مالیات را به بخشی حیاتی از ثروتسازی بلندمدت تبدیل میکنند.
فهمیدن مالیاتها شما را مهارت حسابداری شما را افزایش نمیکند. شما را سرمایهگذار آگاهتری میکند—کسی که میفهمد چرا بازارها به تیترهای مالیاتی واکنش نشان میدهند، چرا شرکتها بر سر نرخهای مالیاتی میجنگند، و چرا بازدهی ۱۰٪ قبل از مالیات با بازدهی ۱۰٪ در جیب شما یکی نیست.
بعد، به انباشت تمام آن کسریهای سالانه میرسیم—بدهی ملی.
در مطلب بعدی: بدهی ملی—مکانیک، سوال پایداری و چرا برای هر سرمایهگذاری اهمیت دارد.

