وقتی اقتصاد کند میشود، کارفرمایان بلافاصله کارگران را اخراج نمیکنند. اخراج کارمندان گران، مخرب و اغلب برگشتناپذیر است. پیدا کردن کارگران خوب سخت است. وقتی رهایشان کنید، ممکن است دیگر برنگردند.
پس کارفرمایان اول کار دیگری میکنند. ساعات کار را کاهش میدهند. کارگر تماموقت، نیمهوقت میشود. اضافهکاری ناپدید میشود. اگر قبلاً ۴۰ ساعت کار میکرد از آن ببعد ۳۵ ساعت کار میکند.
این جابهجایی در یک داده آرام و نادیدهگرفتهشده که درون گزارش ماهانه مشاغل دفن شده ظاهر میشود: میانگین ساعات کار هفتگی. یکی از اولین سیگنالهای بازار کار است—و از نظر تاریخی یک تا دو ماه قبل از شروع تعدیل نیرو تغییر جهت داده.
تا پایان این مطلب کوتاه، میفهمید میانگین ساعات کار هفتگی چه چیزی را میسنجد، چه فرقی با مطالبات بیکاری دارد، چرا پیشرو اشتغال است و کجا پیدایش کنید.
در سایتهای اجتماعی با ما باشید
میانگین ساعات کار هفتگی چیست؟
میانگین ساعات کار هفتگی، میانگین تعداد ساعات کار در هفته برای کارکنان تولیدی و غیرنظارتی در بخش خصوصی را میسنجد. ماهانه توسط اداره آمار کار به عنوان بخشی از گزارش وضعیت اشتغال منتشر میشود—همان گزارشی که شامل حقوق و دستمزد اشتغال غیرکشاورزی (NFP) و نرخ بیکاری است.
یادآوری: درست است که «هفتگی» در نام آن درج است، اما ماهانه منتشر میشود.
این داده تقریباً ۸۰٪ از کارگران بخش خصوصی را پوشش میدهد. اما؛ افرادی که ساعات کارشان باثباتتر و کمتر به چرخه کسبوکار حساس است مانند مدیران، مدیران ارشد اجرایی و سرپرستان را شامل نمیشود. کارگران تولیدی و غیرمدیران کسانی هستند که ساعات کارشان وقتی تقاضا کم میشود، اولتر از همه کاهش مییابد.
میانگین ساعات کار هفتگی به صورت اعشار گزارش میشود: ۳۴.۵ ساعت، ۳۴.۳، ۳۴.۱. تغییرات کوچک به نظر میرسند. کاهش از ۳۴.۵ به ۳۴.۲ تیتر اخبار نمیشود. اما آن کاهش ۰.۳ ساعت، در میلیونها کارگر ضرب شود، نمایانگر کاهش قابل توجهی در ورودی نیروی کار—و درآمد—است.
چرا میانگین ساعات کار هفتگی پیشرو اشتغال است
میانگین ساعات کار هفتگی به سه دلیل پیشرو اشتغال است.
یک: کاهش ساعات کار آسانتر از کاهش مشاغل است. اخراج کارگران شامل هزینههای اخراج، ریسک حقوقی و از دست دادن کارکنان آموزشدیدهای است که جایگزین کردنشان گران است. کاهش ساعات کار ارزانتر، سریعتر و برگشتپذیر است. وقتی تقاضا کم ممیشود، کارفرمایان اول اضافهکاری را قطع میکنند، سپس شیفتها را کاهش میدهند، بعد—اگر کندی ادامه یابد—تعدیل نیرو را شروع میکنند. ساعات کار قبل از مشاغل کاهش مییابد.
دو: ساعات کار معیاری مستقیم از تقاضای نیروی کار است. وقتی کسبوکارها به کارگران کمتری نیاز دارند، فقط استخدام را کاهش نمیدهند—ساعات کار کارگرانی که از قبل دارند را کم میکنند. کاهش در میانگین ساعات کار هفتگی یعنی کسبوکارها نیروی کار کمتری استفاده میکنند. این نشانهای است که تقاضا برای محصولات یا خدماتشان در حال تضعیف است.
سه: ساعات کار بلافاصله بر درآمدها اثر میگذارد. کارگری که ساعات کارش از ۴۰ به ۳۵ در هفته کاهش مییابد، ۱۲.۵٪ از درآمدش را از دست میدهد—قبل از اینکه تعدیل نیرو اتفاق بیفتد. این را در سراسر اقتصاد ضرب کنید، قدرت خرید خانوارها قبل از افزایش نرخ بیکاری کاهش مییابد. ساعات کار مقدم بر درآمدهاست. درآمدها مقدم بر مصرف. مصرف مقدم بر تولید ناخالص داخلی (GDP).
میانگین ساعات کار هفتگی در برابر مطالبات اولیه بیکاری
هر دو، میانگین ساعات کار هفتگی و مطالبات اولیه بیکاری، سیگنالهای اولیه بازار کار هستند. اما مراحل مختلفی از کندی را میگیرند—و در برنامههای کاملاً متفاوتی گزارش میشوند.
مطالبات اولیه بیکاری هفتگی هستند. به شما میگویند وقتی کارگران از قبل شغلشان را از دست دادهاند و برای مزایای بیکاری ثبتنام میکنند. مطالبات بعد از اتفاق افتادن تعدیل نیرو افزایش مییابند. سریع هستند—هر پنجشنبه برای هفته قبل گزارش میشوند—اما رویداد را میسنجند، نه هشدار قبل از آن را.
میانگین ساعات کار هفتگی ماهانه است. به شما میگوید که کارفرمایان قبل از شروع تعدیل نیرو، ورودی نیروی کار را کاهش میدهند. ساعات کار اول کاهش مییابد. سپس—اگر کندی ادامه یابد—تعدیل نیرو دنبال میکند. ساعات کار هشدار است. مطالبات تأیید.
این دو شاخص با هم بهترین عملکرد را دارند. وقتی میانگین ساعات کار هفتگی شروع به کاهش میکند و مطالبات اولیه بیکاری همزمان شروع به افزایش، بازار کار در حال چرخش است. سیگنال قویتر از هر شاخص به تنهایی است.
این است توالی:
- ساعات کار کاهش مییابد — کارفرمایان اضافهکاری را قطع و شیفتها را کاهش میدهند (داده ماهانه)
- مطالبات افزایش مییابد — کارگران تعدیلشده برای مزایا ثبتنام میکنند (داده هفتگی)
- تعداد شاغلان کاهش مییابد — کاهش خالص مشاغل در گزارش ماهانه اشتغال ظاهر میشود
- نرخ بیکاری افزایش مییابد — موجودی کارگران بیکار رشد میکند
ساعات کار را برای اولین هشدار تماشا کنید. مطالبات را برای تأیید اینکه هشدار واقعی بود.
چه چیزی را تماشا کنیم
میانگین ساعات کار هفتگی معمولاً قبل از یک رکود به اوج و قبل از یک بهبودی به کف میرسد. نقطه عطف در ساعات کار اغلب یک تا دو ماه مقدم بر نقطه عطف در بازار کار است.
کاهش مداوم ۰.۳ تا ۰.۵ ساعت در طول چندین ماه یک هشدار است. یک کاهش ماهانه منفرد میتواند نویز باشد—آبوهوا، تعطیلات یا یک رویداد یکباره. دنبال روند بگردید.
بخش تولید بهویژه حساس است. ساعات کار تولید تمایل دارد زودتر و سریعتر از ساعات کار در بخش خصوصی گستردهتر کاهش یابد. وقتی ساعات کار تولید کاهش مییابد، اغلب سیگنال میدهد که اقتصاد صنعتی قبل از اینکه در خدمات یا اشتغال کلی ظاهر شود در حال تضعیف است.
کل ساعات کار—میانگین ساعات کار هفتگی ضربدر کل اشتغال—معیار مفید دیگری است. هم کاهش ساعات کار به ازای هر کارگر و هم کاهش تعداد کارگران را میگیرد. وقتی کل ساعات کار شروع به کاهش میکند، اقتصاد تقریباً قطعاً در حال کند شدن است.
کجا میانگین ساعات کار هفتگی را پیدا کنید
- اداره آمار کار: گزارش ماهانه وضعیت اشتغال. در اولین جمعه هر ماه منتشر میشود و ماه قبل را پوشش میدهد. میانگین ساعات کار هفتگی در جدول B-3 (برای کارکنان تولیدی و غیرنظارتی) است.
- FRED: سری AWHAE (میانگین ساعات کار هفتگی تمام کارکنان) یا AWHMAN (میانگین ساعات کار هفتگی، تولید). رایگان، بهروزرسانی خودکار.
- تقویمهای مالی: معمولاً به تنهایی یک تیتر بازار-تکاندهنده نیست، اما تحلیلگران درون گزارش گستردهتر مشاغل با دقت تماشایش میکنند.
سخن پایانی
میانگین ساعات کار هفتگی عددی نیست که یک تیتر خبر شود. در یک جدول درون گزارشی دفن شده که همه برای عدد حقوق و دستمزد و نرخ بیکاری میخوانندش.
اما ساعات کار قبل از مشاغل میچرخند. کارفرمایان ساعات کار را قبل از کارگران کاهش میدهند. درآمدها قبل از افزایش نرخ بیکاری سقوط میکنند. اگر میخواهید بازار کار را در حال چرخش ببینید—قبل از اینکه تیترها برسند—میانگین ساعات کار هفتگی را تماشا کنید.

