هر ثانیه، میلیاردها دلار دستبهدست میشود. یک صندوق بازنشستگی در توکیو اوراق قرضه دولت آمریکا میخرد. معاملهگری در لندن یورو میفروشد و دلار میخرد. یک استارتآپ در بمبئی وارد بورس میشود. کشاورزی در برزیل محصول فصل بعد قهوهاش را پوشش ریسک میکند. بانک مرکزی در سنگاپور برای تثبیت ارزش پولش مداخله میکند.
هیچکدام از این آدمها هرگز همدیگر را ملاقات نمیکنند. نیازی هم ندارند. بازارهای مالی آنها را به هم وصل میکنند.
ما پُستهای جداگانه در مورد بانک مرکزی، بانک تجاری، بانک سرمایهگذاری— همچنان در مورد بازار بورس، بازار فارکس و ارز دیجتیال داریم. حالا وارد میدانهایی میشویم که این بانکها و سرمایهگذاران در آن فعالیت میکنند. جاهایی که پول، داراییها و ریسک هر ثانیه در هر روز کاری دستبهدست میشوند.
تا پایان این مطلب، میفهمید بازارهای مالی چیستند، انواع اصلیشان کدام است، چه کسانی در آن مشارکت میکنند، و چطور به اقتصاد—و به زندگی شما—مرتبط هستند.
در سایتهای اجتماعی با ما باشید
بازار مالی چیست؟ تعریف ساده
بازار مالی هر جایی است—فیزیکی یا الکترونیکی—که خریداران و فروشندگان داراییهای مالی را معامله میکنند.
آن «مکان» ممکن است یک ساختمان در نیویورک آمریکا باشد. ممکن است یک مزرعه سرور (Server Farm) در در شانگهای چین باشد. ممکن است یک شبکه غیرمتمرکز از بانکها باشد که از طریق صفحهنمایشها در تمام منطقههای زمانی به هم وصل شدهاند. شکل فرق میکند—کارکرد نه.
بازارهای مالی چهار کار اساسی انجام میدهند: کشف قیمت، نقدینگی، تخصیص سرمایه، و انتقال ریسک.
کار اول بازار مالی: کشف قیمت
ارزش یک سهم اپل واقعاً چقدر است؟ نرخ مبادله یورو و ین همین لحظه چند است؟ بازارها به این سوالها به طور مداوم پاسخ میدهند. مشترکین بازار (یعنی خریداران و فروشندگان) با انجام معامله این قیمت را کشف می کند. قیمت فعلی روی نمودار آخرین قیمتی است که آخرین خریدار و فروشنده معامله کرده است. تا وقتی دو معاملهگر دیگر در یک قیمت دیگر معامله نکند همین قیمت به شما نمایش داده میشود.
کار دوم بازار مالی: ایجاد نقدینگی
نقدینگی به شما میگوید که چه قدر سریع میتوانید معامله کنید—بدون اینکه قیمت بدون نوسانات زیاد جابجا شود. شما میخواهید بفروشید. کس دیگری میخواهد بخرد. بازار شما را به هم وصل میکند، سریع و با قیمتی منصفانه. بدون نقدینگی، داراییها قفل میشوند. وقتی لازم دارید نمیتوانید بفروشید. بازارهای مالی این را حل میکنند.
کار سوم بازار مالی: تخصیص سرمایه
پول از کسانی که دارند به کسانی که میتوانند استفاده کنند جریان پیدا میکند. یک صندوق بازنشستگی میلیاردها دالر برای سرمایهگذاری دارد. یک شرکت در حال رشد میلیاردها دلار برای توسعه نیاز دارد. بازار مالی آنها را به هم میرساند. سرمایه کارآمدترین کاربردش را پیدا میکند—نه بینقص، نه همیشه، اما بهتر از هر سیستم جایگزینی است که تا اکنون ساختهایم.
کار چهارم بازار مالی: انتقال ریسک
همه نمیخواهند هر ریسکی را تحمل کنند. یک خط هوایی نمیخواهد روی قیمت سوخت قمار کند. یک شرکت چندملیتی نمیخواهد نوسانهای ارزی سودش را پاک کند. بازارهای مالی اجازه میدهند این ریسکها به کسانی که مایل به پذیرششان هستند منتقل شود. چگونه؟ با بستن قراردادهای مانند اختیار معامله (آپشنز) و آتی (فیوچرز).
انواع اصلی بازارهای مالی: یک نگاه از بالا
یک بازار مالی واحد وجود ندارد. چندین بازار وجود دارد، هر کدام با داراییها، مشارکتکنندگان و ریتمهای خودش. اینها پنج بازار اصلی هستند. هر کدام بعداً در این مجموعه پست کامل خودش را در این وبسایت دارد. فعلاً فقط معرفی اجمالی میکنیم.
بازار اول: سهام
این بازار جایی است که سهام—تکههای کوچک مالکیت در شرکتها—خرید و فروش میشود. قابل مشاهدهترین، پرپوششترین، نمادینترینِ تمام بازارهای مالی است. وقتی اخبار میگوید «بازارها امروز بالا بودند»، معمولاً منظورشان سهام است. مثالها: بورس نیویورک (NYSE)، نزدک (NASDAQ)، بورس لندن، بورس توکیو.
بازار دوم: اوراق قرضه
جایی که دولتها و شرکتها از سرمایهگذاران پول قرض میگیرند. یک اوراق قرضه یک وعده است: امروز به من پول قرض بده، من سالها به تو بهره میپردازم، و اصل پولت را در پایان برمیگردانم. بازار اوراق در واقع بزرگتر از بازار سهام است، اما برای عموم خیلی کمتر قابل مشاهده است. مثالها: بازار خزانهداری آمریکا، بازار یوروباند، بازارهای اوراق قرضه شرکتی.
بازار سوم: فارکس
جایی که ارزها مبادله میشوند بازار فارکس است. منظور مان ارز دیجتیال نیست—ارز واقعی مانند دلار/دالر و یورو است. این بازار غیرمتمرکز، 24 ساعته، و بزرگترین بازار مالی جهان از نظر حجم روزانه است که بیش از 7 تریلیون دلار هر روز دستبهدست میشود. دفتر مرکزی و زنگ پایانی ندارد. فقط یک شبکه جهانی از بانکها، کارگزاران و معاملهگران. مثال: بازار EUR/USD، بازار USD/JPY.
بازار چهارم: کالا
جایی که مواد خام معامله میشوند—نفت، طلا، مس، گندم، قهوه، دام. این بازارها قیمت سوخت در خودرویتان، فلز در تلفن همراهتان، و غذا روی میزتان را تعیین میکنند. بیشتر معاملات کالا از طریق قراردادهای آتی انجام میشود—توافقهایی برای خرید یا فروش در یک تاریخ آینده. مثالها: بورس تجاری شیکاگو (CME)، بورس فلزات لندن (LME)، بورس بینقارهای (ICE).
بازار پنجم: پول
با بازار فارکس اشتباه نگیرید. در بازار فارکس پول ملی کشورها معامله میگردد. اما؛ بازار پول جایی است که وامدهی و وامگیری کوتاهمدت اتفاق میافتد—اغلب یکشبه، به ندرت بیشتر از یک سال. این بازار، برای من و شما نامرئی است اما ضروری. برای مثال اسناد خزانه، اوراق تجاری، قراردادهای بازخرید (ریپو) در اینجا معامله میگردد. وقتی یک بانک برای 24 ساعت پول نقد لازم دارد، به بازار پول میرود. مثالها: بازار وجوه فدرال در آمریکا، بازارهای مرتبط با LIBOR (از نظر تاریخی، حالا در حال گذار به SOFR و معیارهای دیگر).
چه کسانی در بازارهای مالی مشارکت میکنند؟
بازارهای مالی فقط برای معاملهگران کتوشلوارپوش که در سالن معاملات فریاد میزنند و یا اینکه در دفتر خانگی پُشت میز و کمپیوتر معامله میکنند نیست. یک اکوسیستم متنوع از مشارکتکنندگان است که در آن افراد، شرکتها و دولت وجود دارد.
اشتراک کننده اول: ناشران یا صادرکنندگان
اینها شرکتها، دولتها و نهادهایی است که به سرمایه نیاز دارند. اپل اوراق قرضه منتشر میکند تا توسعه را تأمین مالی کند. خزانهداری آمریکا اوراق منتشر میکند تا دولت را تأمین مالی کند. یک استارتآپ سهام منتشر میکند تا وارد بورس شود. ناشران دلیلی هستند که بازارها اصلاً وجود دارند—آنها یک استفاده مولد برای پول دارند.
اشتراک کننده دوم: سرمایهگذاران
سرمایهگذاران افراد و نهادهایی که سرمایه برای به کار انداختن دارند. صندوقهای بازنشستگی، صندوقهای سرمایهگذاری مشترک، شرکتهای بیمه، صندوقهای ثروت ملی، موقوفههای دانشگاهی، و سرمایهگذاران خرد مثل شما عمدهترین آنها است. آنها اوراقی که ناشران میسازند را میخرند، به امید اینکه در آینده سودی کسب کند، ریسک خود را توزیع کند و یا اینکه برای آینده پسانداز کند.
اشتراک کننده سوم: واسطهها
واسطهها نهادهایی است که ناشران و سرمایهگذاران را به هم وصل میکنند:
- کارگزاران معاملات را به نیابت از مشتریان اجرا میکنند. برای خودشان معامله نمیکنند؛ تسهیل میکنند.
- معاملهگران برای حساب خودشان معامله میکنند و با آمادگی برای خرید یا فروش، نقدینگی فراهم میکنند.
- بورسها پلتفرم را فراهم میکنند—بازار جایی که خریداران و فروشندگان ملاقات میکنند.
- اتاقهای پایاپای اطمینان میدهند که معاملات درست تسویه میشوند و ریسک نکول یک طرف را مدیریت میکنند.
اشتراک کننده چهارم: سفتهبازان
سفتهبازان معاملهگرانی که از نوسانهای قیمت دنبال سود هستند. به دنبال دارایی پایه نیست. یک سفتهباز ارز به دنبال نگهداری یورو یا ین نیست. یک سفتهباز اوراق به فکر نگهداری اوراق را تا تاریخ سررسید نیست.
ساده: سفتهبازان فقط به دنبال سود روزانه یا هفته واری است که نوسانات میتواند فراهم کند.
اشتراک کننده پنجم: پوششدهندگان ریسک
اینها شرکتها و سرمایهگذارانی که ریسک را کاهش میدهند. یک خط هوایی با خرید آتی نفت، هزینه سوخت جت را پوشش میدهد. یک خودروساز ژاپنی با فروش سلف دلار در برابر ین، درآمد دلاریاش را پوشش میدهد. یک کشاورز گندم با فروش آتی گندم، قیمت محصول فصل بعد را پوشش میدهد. پوششدهندگان ریسک دنبال سود نیستند؛ بلکه به دنبال محافظت در برابر رویدادهای پیشبینی نشده هستند.
اشتراک کننده ششم: نهادهای نظارتی یا رگولاتورها
رگولاتورها. نهادهای دولتی که قوانین را مینویسند و اجرا میکنند. کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC) در آمریکا. سازمان نظارت مالی (FCA) در بریتانیا. سازمان بورس و اوراق بهادار اروپا (ESMA) در اروپا. رگولاتورها هدفشان محافظت از سرمایهگذاران، تضمین بازارهای منصفانه و منظم، و کاهش ریسک سیستمی است.
قیمتها چطور تعیین میشوند: عرضه و تقاضا در عمل
شما احتمالا عرضه و تقاضا را میدانید اگر نمیدانید عرضه و تقاضا: شرح این مفهوم کلیدی به زبان ساده را بخوانید.
داراییهای مالی هم از همان منطق عرضه و تقاضا پیروی میکنند. خریداران بیشتر از فروشندگان ← قیمت بالا میرود. فروشندگان بیشتر از خریداران ← قیمت پایین میآید.
اما بازارهای مالی سه ویژگی متمایز دارند که فهمیدن دینامیک قیمتشان را ارزشمند میسازد.
سرعت
قیمتها در میکروثانیه تعدیل میشوند. وقتی یک بانک مرکزی تصمیم نرخ بهره را اعلام میکند، ارزها قبل از اینکه رئیس جمله را تمام کند حرکت میکنند. وقتی شرکتی سود منتشر میکند، سهم قبل از اینکه یک انسان بتواند گزارش را بخواند قیمتگذاری مجدد میشود. الگوریتمها داده را پردازش میکنند و معاملات را با سرعتهایی که در میلیونیم ثانیه اندازهگیری میشود اجرا میکنند.
انتظارات
بازارهای مالی بر اساس آنچه اتفاق میافتد معامله نمیکنند. بر اساس آنچه انتظار میرود اتفاق بیفتد معامله میکنند—و بر اساس اینکه واقعیت چطور با آن انتظارات مقایسه میشود. یک شرکت سود رکوردشکن گزارش میکند. سهم سقوط میکند. چرا؟ چون تحلیلگران انتظار سود حتی بالاتری داشتند. «بیشتر بودن» یا «کمتر بودن» نسبت به انتظارات مهمتر از عدد مطلق است.
به همین دلیل انتشار دادههای اقتصادی فقط وقتی بازارها را حرکت میدهد که غافلگیرکننده باشند. یک گزارش تورم که دقیقاً مطابق پیشبینی بیرون بیاید ممکن است هیچ چیزی را جابهجا نکند. گزارشی که 0.1 درصد بالاتر از پیشبینی باشد میتواند حرکتهای بزرگی ایجاد کند.
نقدینگی
در یک بازار با نقدینگی بالا—جفتارزهای اصلی، سهام با سرمایه بزرگ، خزانهداری آمریکا—میتوانید مقادیر بزرگ را بدون جابهجایی زیاد قیمت بخرید یا بفروشید. در یک بازار با نقدینگی پایین—یک سهم با سرمایه کوچک، یک جفتارز اگزاتیک، یک اوراق قرضه درمانده—حتی یک معامله متوسط میتواند نوسان قیمت بزرگی ایجاد کند.
نقدینگی ثابت نیست. میتواند در طول بحرانها بخار شود، دقیقاً وقتی بیشترین نیاز را دارید. همان بازاری که جمعه معامله در آن آسان بود، میتواند دوشنبه تقریباً غیرممکن شود اگر شرایط تغییر کند.
بازار اولیه در برابر بازار ثانویه: تمایز کلیدی
بازارهای مالی در دو سطح فعالیت میکنند. شناخت این تفاوت روشن میکند وقتی یک اوراق بهادار میخرید، پول کجا میرود.
بازار اولیه
بازار اولیه اینجا جایی است که اوراق بهادار جدید منتشر و برای اولین بار برای سرمایهگذاران بزرگ فروخته میشوند. یک شرکت ممکن است سالها در این بازار سهام عرضه کرده و سپس از طریق عرضه اولیه عمومی (IPO) وارد بازار ثانویه گردد. صدور اوراق قرضه نیز در این بازار اتفاق میافتد. مثلا خزانهداری آمریکا که اوراق را حراج میکند، بدهی تازه ایجادشده میفروشد در این بازار اتفاق میافتد.
اینگونه پول به ناشر میرسد—شرکت سرمایه برای رشد میگیرد، دولت وجوه برای فعالیت دریافت میکند.
بازار اولیه جایی است که تشکیل سرمایه اتفاق میافتد. کانالی است که پساندازکنندگان (که پول دارند) را به استفادههای مولد (که به پول نیاز دارند) وصل میکند.
بازار ثانویه
بازار ثانویه اینجا جایی است که اوراق بهادار موجود بین سرمایهگذاران معامله میشود—اوراق که سالها یا ماهها و یا روزها قبل در بازار اولیه صادر گریدیده بود. وقتی سهام اپل را در نزدک (NASDAQ) که یکی از مشهورترین بازار ثانویه است—میخرید، به اپل پول نمیدهید. از یک سرمایهگذار دیگر که میفروشد میخرید. اپل پولش را وقتی آن سهام را اولین بار منتشر کرد دریافت کرد—شاید دههها پیش.
بازار ثانویه نقدینگی فراهم میکند. به سرمایهگذاران اجازه میدهد بدون انتظار برای بازپرداخت ناشر، از موقعیت معاملاتی خود خارج شوند. این نقدینگی بازار اولیه را ممکن میکند. کمتر کسی یک سهم یا اوراق تازه منتشرشده را میخرید اگر نمیتوانست بعداً بفروشد.
چرا هر دو مهم هستند: بدون بازار اولیه، تشکیل سرمایه نداریم—شرکتها و دولتها نمیتوانند پول جذب کنند. بدون بازار ثانویه، نقدینگی نداریم—سرمایهگذاران سرمایهای که نتوانند بازیافت کنند متعهد نمیکنند. این دو بازار به هم وابستهاند.
بازارهای فیزیکی در برابر الکترونیکی: تکامل
تا چند دهه پیش، بازارهای مالی جاهای فیزیکی بودند. بورس نیویورک یک سالن معاملات داشت پر از آدمهایی که سفارشها را فریاد میزدند و با اشارههای دست علامت میدادند. بورس فلزات لندن یک دایره از معاملهگران داشت—واقعاً یک حلقه روی زمین—که مس و آلومینیوم در آن دستبهدست میشد.
این سیستم آن زمان بود و حراج علنی بود. معاملهگری که میخواست بخرد، قیمت پیشنهادی را فریاد میزد. معاملهگری که میخواست بفروشد، قیمت درخواستی را فریاد میزد. معاملات رو در رو انجام میشد، روی برگههای کاغذ ثبت میشد، و روزها بعد تسویه میگردید.
امروز، بیشتر بازارها الکترونیکی هستند. سفارشها توسط الگوریتمها در مراکز داده تطبیق داده میشوند. معاملهای که زمانی دقیقهها فریاد میخواست، حالا میکروثانیهها محاسبه میخواهد.
این گذار چشمگیر بوده:
- بازارهای سهام: NYSE هنوز یک سالن فیزیکی دارد، اما بیشتر حجم الکترونیکی است. نزدک همیشه کاملاً الکترونیکی بوده.
- بازارهای اوراق: از نظر تاریخی معاملهگرمحور و تلفنی بود. اما حالا به سرعت در حال الکترونیکی شدن، بهویژه در اوراق دولتی است.
- بازارهای فارکس: کاملاً الکترونیکی و غیرمتمرکز است. هیچ بورس واحدی نیست. یک شبکه جهانی از بانکها و پلتفرمها است.
- بازارهای کالا: ترکیبی از الکترونیکی و فیزیکی است. بعضی قراردادها صرفاً روی صفحهنمایش معامله میشوند؛ بعضی دیگر هنوز تحویل فیزیکی دارند.
- بازارهای پول: فرابورس (Over-the-counter) و الکترونیکی است.
این برای شما چه معنیای دارد: یک معاملهگر خرد در هر شهری با اتصال اینترنت میتواند به همان بازارهایی دسترسی داشته باشد که یک صندوق پوشش ریسک در نیویورک دارد. موانع—هزینه، سرعت، اطلاعات—به طور چشمگیری فرو ریختهاند. نه کاملاً. نهادها هنوز مزیتهایی دارند. اما زمین بازی از هر نقطهای در تاریخ مالی هموارتر است.
چرا بازارهای مالی مهم هستند (حتی اگر هیچوقت معاملهای انجام ندهید)
آسان است بازارهای مالی را دنیایی جداگانه تصور کنید—یک کازینو برای بانکدارها و معاملهگران، بیربط به زندگی واقعی. اما این دور از واقعیت است و بازارهای مالی روی زندگی همه و همه و در مرحلهای از زندگی تأثیر دارد.
(فرض بر این است که شما در افغانستان زندگی نمیکنید. یا زندگی میکنید اما باید جهان را بشناسید)
بازنشستگی شما: صندوقهای بازنشستگی، پسانداز بازنشستگی میلیونها کارگر را در سهام و اوراق سرمایهگذاری میکنند. بازدهیهایی که بازنشستگی شما—یا والدینتان، یا فرزندانتان—را تأمین مالی خواهد کرد، به عملکرد بازارهای مالی در طول دههها بستگی دارد.
وام مسکن شما: بانکها فقط وامهای مسکن (خانه) را در ترازنامهشان نگه نمیدارند. اغلب آنها را در قالب اوراق بهادار بستهبندی میکنند و در بازارهای اوراق میفروشند. نرخ بهرهای که روی وام خانهتان میپردازید، تحت تأثیر شرایط آن بازارهاست—تحت تأثیر اینکه سرمایهگذاران برای نگهداشتن اوراق با پشتوانه وام مسکن چه بازدهی میخواهند.
پول شما: ارزش پول شما—و در نتیجه قیمت هر چیز وارداتی، از سوخت تا غذا تا لوازم الکترونیکی—در بازارهای فارکس تعیین میشود. وقتی پول شما تضعیف میشود، قدرت خریدتان کاهش پیدا میکند. این را در پمپ بنزین (تانک تیل)، فروشگاه مواد غذایی، فروشگاه لوازم خانگی حس میکنید.
شغل شما. شرکتها در بازارهای مالی سرمایه جذب میکنند تا توسعه یابند، کارخانه بسازند، محصول توسعه دهند و آدم استخدام کنند. شرکتی که نتواند به بازارهای سرمایه دسترسی داشته باشد، کندتر رشد میکند—یا اصلاً نه. بازارهای مالی سالم از رشد اقتصادی حمایت میکنند، که از اشتغال و دستمزدها حمایت میکند.
پسانداز شما: حتی یک حساب پسانداز ساده بانکی به بازارهای مالی وصل است. بانک سپرده شما را در گاوصندوق نگه نمیدارد. آن را وام میدهد یا در اوراق سرمایهگذاری میکند. نرخ بهرهای که به شما میپردازد—هرچند کم—تحت تأثیر شرایط بازارهای پول و بازارهای اوراق است.
بازارهای مالی یک کازینو نیستند که بتوانید انتخاب کنید از آن بازدید کنید یا نادیده بگیرید. آنها سیستم گردش خون اقتصاد هستند. خون در آنها جریان دارد، چه تماشا کنید چه نه. فهمیدن چطور کار میکنند سفتهبازی نیست. سواد است.
گپ پایانی
این مطلب نقشه را کشید. حالا زمین را کاوش میکنیم.
هر بازار مالی اصلی در پستهای آینده بررسی عمیق خودش را میگیرد. در این وبسایت، ما در مورد این بازارها پُست جداگانه یا داریم و یا اینکه زود مینویسیم.
- بازار سهام: بورسها چطور کار میکنند. شاخصها چه میسنجند. سفارشها چطور ثبت و اجرا میشوند.
- بازار اوراق: اوراق دولتی، اوراق شرکتی، منحنیهای بازدهی، و اینکه چرا بازار اوراق اغلب مشکل را قبل از بازار سهام میبیند.
- بازار فارکس: بزرگترین بازار جهان. غیرمتمرکز، 24 ساعته، و هدایتشده توسط نیروهای اقتصاد کلان.
- بازار کالا: نفت، طلا، گندم، و قراردادهای آتی که آنها را قابل معامله میکنند.
- بازار پول: لولهکشی کوتاهمدت. جایی که بانکها و دولتها نیازهای نقدی روزانهشان را مدیریت میکنند.

