صورتهای مالی پر از اعداد و عبارتهای مانند درآمد، سود خالص، کل داراییها، کل بدهی، جریان نقدی است. به تنهایی، این اعداد بیشتر سوال ایجاد میکنند تا پاسخ. مثلاً آیا 700 میلیون دلار سود چشمگیر است؟ آیا بار بدهی 2 میلیارد دلاری خطرناک است؟
نسبتها به این سوالها پاسخ میدهند. آنها دادههای خام مالی را به معیارهایی تبدیل میکنند که میتوانید بین شرکتها، بین صنایع و در طول زمان مقایسه کنید. به شما میگویند آیا یک شرکت سودده است، آیا میتواند صورتحسابهایش را پرداخت کند، آیا در بدهی غرق است، و آیا سهمش ارزان است یا گران.
این مطلب یک راهنمای مرجع برای 31 نسبت مالی مهم است که در شش دسته سازماندهی شدهاند. هر نسبت یک توضیح کوتاه دارد—چه چیزی را میسنجد، فرمول و معنی عدد. ذخیرهاش کنید. به آن برگردید. وقتی یک شرکت را تحلیل میکنید از آن استفاده کنید.
در سایتهای اجتماعی با ما باشید
نسبت مالی چیست
نسبت: نسبت یعنی مقایسه دو عدد. نشان میدهد یک عدد چند برابر عدد دیگر است، یا نسبت به آن چقدر بزرگ است. اگر 2 سیب و 4 پرتقال داشته باشید، نسبت سیب به پرتقال 2 به 4، یا اگر خلاصه سازیم 1 به 2 است. یعنی؛ تعداد پرتقال دو برابر سیب یا تعداد سیب نصف تعداد پرتقال است.
2/4 = 1/2 = 0.5/1 = 0.5
نسبت مالی: نسبت مالی دو عدد از صورتهای مالی (ترازنامه، سود وزیان، و جریان وجوه نقد) یک شرکت را برمیدارد و باهم مقایسه میکند. رابطه بین آنها را نشان میدهد—مثلاً شرکت نسبت به درآمدش چقدر سود میسازد، یا نسبت به سرمایهاش چقدر بدهی دارد. با تبدیل اعداد خام به نسبت، میتوانید شرکتهای با اندازههای مختلف را مقایسه کنید، عملکرد را در طول زمان دنبال کنید و نقاط قوت یا ضعفی را که اعداد منفرد پنهان میکنند تشخیص دهید
جدول خلاصه: 31 نسبت مالی در یک نگاه
در این قسمت خلاصه از نسبتهای مالی را آوردهایم که برای شما کمک میکند قبل از خوانش کُل پُست یک مرور داشته باشید.
نکته: فرمول را از چپ به راست بخوانید—طوری که فرمولهای ریاضی را میخوانید.
| دسته | نسبت | فرمول | چه چیزی را میسنجد |
|---|---|---|---|
| سودآوری | حاشیه سود ناخالص | درآمد ÷ سود ناخالص | کارایی تولید |
| حاشیه عملیاتی | درآمد ÷ سود عملیاتی | کارایی عملیاتی | |
| حاشیه سود خالص | درآمد ÷ سود خالص | سودآوری نهایی | |
| بازده داراییها (ROA) | کل داراییها ÷ سود خالص | کارایی داراییها | |
| بازده حقوق صاحبان سهام (ROE) | حقوق صاحبان سهام ÷ سود خالص | کارایی سرمایه سهامداران | |
| بازده سرمایه سرمایهگذاریشده (ROIC) | سرمایه سرمایهگذاریشده ÷ سود عملیاتی بعد از مالیات (NOPAT) | کیفیت تخصیص سرمایه | |
| نقدینگی | نسبت جاری | بدهیهای جاری ÷ داراییهای جاری | توانایی پرداخت صورتحسابهای کوتاهمدت |
| نسبت آنی (آزمون اسید) | (موجودی گدام – داراییهای جاری) ÷ بدهیهای جاری | آزمون نقدینگی سختگیرانهتر | |
| نسبت نقدی (Cash Ratio) | بدهیهای جاری ÷ پول نقد و معادلها | محافظهکارانهترین آزمون نقدینگی | |
| اهرمی | بدهی به حقوق صاحبان سهام | حقوق صاحبان سهام ÷ کل بدهیها | اتکا به بدهی در برابر سرمایه |
| بدهی به داراییها | کل داراییها ÷ کل بدهیها | تأمین مالی داراییها از طریق بدهی | |
| پوشش بهره | هزینه بهره ÷ سود عملیاتی | توانایی پرداخت بهره | |
| بدهی به EBITDA | کل بدهی ÷ EBITDA | اهرم نسبت به سود | |
| کارایی | گردش داراییها | کل داراییها ÷ درآمد | چگونگی تولید فروش از داراییها |
| گردش موجودی | میانگین موجودی ÷ COGS | سرعت فروش موجودی | |
| گردش دریافتنیها | میانگین دریافتنی ÷ درآمد | سرعت پرداخت مشتریان | |
| دوره وصول مطالبات (DSO) | (درآمد ÷ حسابهای دریافتنی) × 365 | متوسط دوره وصول | |
| دوره نگهداری موجودی (DIO) | (COGS ÷ موجودی گدام) × 365 | متوسط دوره نگهداری موجودی | |
| دوره پرداخت بدهیها (DPO) | (COGS ÷ حسابهای پرداختنی) × 365 | متوسط دوره پرداخت | |
| چرخه تبدیل نقد | DSO + DIO – DPO | روزهایی که پول نقد قفل است | |
| ارزشگذاری | قیمت به سود (P/E) | EPS ÷ قیمت سهم | قیمت بازار به ازای هر دلار سود |
| EV/EBITDA | EBITDA ÷ ارزش سازمانی | ارزشگذاری تعدیلشده برای ساختار سرمایه | |
| قیمت به ارزش دفتری (P/B) | ارزش دفتری هر سهم ÷ قیمت سهم | قیمت بازار در برابر ارزش حسابداری | |
| قیمت به فروش (P/S) | فروش هر سهم ÷ قیمت سهم | ارزشگذاری برای شرکتهای بدون سود | |
| قیمت به جریان نقدی | جریان نقدی هر سهم ÷ قیمت سهم | ارزشگذاری سختتر برای دستکاری | |
| بازده سود تقسیمی | قیمت سهم ÷ سود تقسیمی سالانه هر سهم | بازدهی فقط از سود تقسیمی | |
| نسبت PEG | نرخ رشد سود ÷ P/E | P/E تعدیلشده برای رشد | |
| رشد | نرخ رشد درآمد | درآمد قبلی ÷ (درآمد قبلی – درآمد فعلی) | گسترش خط بالایی |
| نرخ رشد EPS | EPS قبلی ÷ (EPS قبلی – EPS فعلی) | گسترش خط پایینی | |
| نرخ رشد پایدار | ROE × (نسبت پرداخت سود تقسیمی – 1) | رشد بدون تأمین مالی خارجی |
نسبتهای سودآوری (Profitability Ratios)
نسبتهای سودآوری میسنجند یک شرکت چقدر کارآمد درآمد را به سود تبدیل میکند. به این سوال پاسخ میدهند: آیا این شرکت پول کسب میکند؟ اگر پول کسب میکند، چطوری و چقدر اثربخش است؟
(فرمولها را از چپ به راست بخوانید)
حاشیه سود ناخالص (Gross Profit Margin)
درآمد ÷ سود ناخالص = حاشیه سود ناخالص
حاشیه سود ناخالص (Gross Profit) میسنجد شرکت چقدر کارآمد محصولات یا خدماتش را تولید میکند. حاشیه ناخالص بالا یعنی شرکت قدرت قیمتگذاری قوی یا هزینههای تولید پایین دارد. حاشیه ناخالص در حال کاهش یک علامت هشدار است—ممکن است یعنی افزایش هزینههای ورودی، رقابت فزاینده یا فشار قیمتگذاری.
حاشیه عملیاتی (Operating Margin)
درآمد ÷ سود عملیاتی = حاشیه عملیاتی
حاشیه عملیاتی میسنجد شرکت چقدر کارآمد کل کسبوکارش را اداره میکند، شامل سربار مثل بازاریابی، اداری و تحقیق. شرکتی با حاشیه ناخالص قوی اما حاشیه عملیاتی ضعیف ممکن است محصول خوبی داشته باشد اما سازمانی متورم.
حاشیه سود خالص (Net Profit Margin)
درآمد ÷ سود خالص = حاشیه سود خالص
حاشیه سود خالص خط پایانی است—آنچه برای سهامداران بعد از هر هزینهای، شامل بهره و مالیات، باقی میماند. این حاشیه تحت تأثیر تصمیمات تأمین مالی و مالیاتی قرار میگیرد، نه فقط عملیات، پس آن را با دقت بین شرکتهایی با ساختارهای سرمایه متفاوت مقایسه کنید.
بازده داراییها (Return on Assets—ROA)
کل داراییها ÷ سود خالص = بازده داراییها
بازده داراییها (ROA) میسنجد شرکت چقدر کارآمد از همه داراییهایش—کارخانهها، موجودی، پول نقد، مالکیت فکری—برای تولید سود استفاده میکند. بازده داراییها بالاتر یعنی شرکت از هر دلار دارایی سود بیشتری بیرون میکشد. صنایع سرمایهبر مثل تولید، ROA پایینتری نسبت به صنایع سبکدارایی مثل نرمافزار دارند.
بازده حقوق صاحبان سهام (Return On Equity—ROE)
حقوق صاحبان سهام ÷ سود خالص = بازده حقوق صاحبان سهام
بازده حقوق صاحبان سهام (ROE) میسنجد شرکت چقدر کارآمد از سرمایه سهامداران برای تولید سود استفاده میکند. یکی از پربینندهترین نسبتها در سرمایهگذاری است. ROE بالا میتواند نشانه یک کسبوکار فوقالعاده باشد—یا یک شرکت به شدت اهرمی. همیشه ROE را همراه با نسبتهای اهرمی چک کنید.
بازده سرمایه سرمایهگذاریشده (Return on Invested Capital—ROIC)
سرمایه سرمایهگذاری شده ÷ NOPAT = بازده سرمایه سرمایهگذاری شده
*net operating profit after taxes (NOPAT) = سود خالص عملیاتی بعد از مالیات
بازده سرمایه سرمایهگذاریشده (ROIC) میسنجد شرکت چقدر کارآمد سرمایه را به سرمایهگذاریهای سودده تخصیص میدهد. سرمایه سرمایهگذاریشده کل سرمایه به کار گرفتهشده در کسبوکار است. ROIC توسط بسیاری از سرمایهگذاران حرفهای بهترین معیار منفرد کیفیت کسبوکار در نظر گرفته میشود چون هم سودآوری و هم انضباط سرمایهای را در بر میگیرد.
نسبتهای نقدینگی (Liquidity Ratios)
نسبتهای نقدینگی میسنجند آیا یک شرکت منابع کوتاهمدت کافی برای پوشش تعهدات کوتاهمدتش (پرداختنیها) دارد. یک شرکت سودده هم میتواند شکست بخورد اگر پول نقدش تمام شود.
نسبت جاری (Current Rtio)
بدهیهای جاری ÷ داراییهای جاری = نسبت جاری
نسبتی بالای 1.0 یعنی داراییهای جاری بیش از بدهیهای جاری است. زیر 1.0 یک هشدار است—شرکت ممکن است برای پرداخت صورتحسابهایش با مشکل روبهرو شود. اما نسبت جاری بسیار بالا هم لزوماً خوب نیست. ممکن است یعنی شرکت پول نقد احتکار میکند یا موجودی زیادی حمل میکند.
نسبت آنی یا آزمون اسید (Quick Ratio)
بدهیهای جاری ÷ (داراییهای جاری – موجودی) = نسبت آنی
نسبت آنی نسخه سختگیرانهتر نسبت جاری است. موجودی میتواند در بحران به سختی نقد شود. نسبت آنی میپرسد: آیا شرکت میتواند صورتحسابهایش را بدون فروش حتی یک قلم از انبار پرداخت کند؟
نسبت نقدی
بدهیهای جاری ÷ پول نقد و معادلها = نسبت نقدی
محافظهکارانهترین معیار نقدینگی نسبت نقدی است. فقط پول نقد و داراییهای نزدیک به نقد را در نظر میگیرد و دریافتنیها و موجودی را کاملاً نادیده میگیرد. شرکتی با نسبت نقدی بالا بسیار نقدشونده است اما ممکن است پول نقد بیکار زیادی نگه دارد که میشد برای رشد سرمایهگذاری کرد.
نسبتهای اهرمی (Leverage Ratios)
نسبتهای اهرمی میسنجند یک شرکت چقدر به پول قرض در برابر سرمایه مالک متکی است. بدهی، بازدهیها را در زمان خوب چند برابر و زیانها را در زمان بد چند برابر میکند.
اهرم مالی همان قرضی است که برای تأمین مالی استفاده شده است. این یکی را به ذهن داشته باشید
بدهی به حقوق صاحبان سهام (Debt-to-Equity)
حقوق صاحبان سهام ÷ کل بدهیها = بدهی به حقوق صاحبان سهام
نسبت 1.0 یعنی شرکت مقادیر مساوی بدهی و حقوق صاحبان سهام دارد. نسبت بالای 2.0 یعنی به شدت اهرمی است. اهرمی است یعنی از بدهی برای تأمین مالی زیادی استفاده کرده است. هیچ عدد امن جهانی برای این نسبت وجود ندارد—اهرم قابل قبول به صنعت، ثبات جریانهای نقدی و نرخهای بهره بستگی دارد.
بدهی به داراییها (Debt-to-Assets)
کل داراییها ÷ کل بدهیها = بدهی به داراییها
این نسبت نشان میدهد چه بخشی از داراییهای شرکت از طریق بدهی تأمین مالی شده. نسبت 0.5 یعنی نیمی از داراییهای شرکت توسط طلبکاران تأمین مالی شد است. پایینتر عموماً امنتر است، اما زیادی پایین ممکن است یعنی شرکت از بدهی برای رشد به طور مؤثر استفاده نمیکند.
نسبت پوشش بهره (Interest Coverage Ratio)
هزینه بهره ÷ سود عملیاتی = نسبت پوشش بهره
این میسنجد شرکت چقدر راحت میتواند بهره بدهیاش را از سود عملیاتیاش پرداخت کند یا پوشش دهد. نسبت 1.5 یعنی شرکت 1.5 برابر قبض بهرهاش سود میکند. زیر 1.5 یعنی به اندازه کافی برای پوشش بهره سود میکند، اما چنین وضعیت ریسک بالایی داشته و ناپایدار است. این نسبت را وقتی نرخهای بهره در حال افزایش هستند با دقت تماشا کنید.
بدهی به EBITDA
EBITDA ÷ کل بدهی = بدهی به EBITDA
*EBITDA = Eearnings Before Interests, Taxes, Depreciaations, and Amortizations
(سود قبل از بهره وامها، مالیات، استهلاک داراییهای مشهود، و داراییهای نامشهود)
یک معیار اهرمی محبوب نزد وامدهندگان و تحلیلگران اعتباری. EBITDA نمایندهای برای جریان نقدی عملیاتی است. نسبت بدهی به EBITDA برابر 3.0 یعنی سه سال EBITDA لازم است تا تمام بدهی پرداخت شود. پایینتر بهتر است. بانکها اغلب سقفهای حداکثر بدهی به EBITDA در قراردادهای وام تعیین میکنند.
نسبتهای کارایی (Efficiency Ratios)
نسبتهای کارایی میسنجند یک شرکت چقدر خوب داراییها و عملیاتش را مدیریت میکند. به این سوال پاسخ میدهند: آیا شرکت از منابعش به طور مؤثر استفاده میکند؟
گردش داراییها (Asset Turnover)
کل داراییها ÷ درآمد = گردش داراییها
این نسبت نشان میدهد شرکت چقدر کارآمد از داراییهایش برای تولید فروش استفاده میکند. گردش دارایی بالا یعنی شرکت به ازای هر دلار دارایی، درآمد بیشتری تولید میکند. خردهفروشان و فروشگاههای تخفیفی معمولاً گردش دارایی بالایی دارند. شرکتهای خدمات عمومی و تولیدکنندگان سنگین گردش پایینتری دارند.
گردش موجودی (Inventory Turnover)
میانگین موجودی کالا ÷ COGS = گردش موجودی
*COGS = Cost of Goods Sold
(هزینه/بهای تمامشده کالای فروشرفته)
این میسنجد موجودی چند بار در طول یک دوره فروخته و جایگزین میشود. گردش بالاتر یعنی شرکت در مدیریت موجودی کارآمد است. گردش پایینتر یعنی موجودی خوابیده—پول نقد را قفل میکند و بالقوه منسوخ میشود.
گردش دریافتنیها (Receivables Turnover)
میانگین حسابهای دریافتنی ÷ درآمد = گردش دریافتنیها
این میسنجد مشتریان چقدر سریع صورتحسابهایشان را پرداخت میکنند. عدد بالا یعنی شرکت پول نقد را سریع جمع میکند. عدد در حال کاهش یعنی مشتریان بیشتر طول میدهد تا پرداخت کنند، که میتواند علامت استانداردهای اعتباری شلتر یا تنگنای مالی در میان مشتریان باشد.
دوره وصول مطالبات (Days Sales Outstanding—DSO)
(درآمد ÷ حسابهای دریافتنی) × 365 = دوره وصول مطالبات
دوره وصول مطالبات/دریافتنیها (DSO) به شما میگوید متوسط تعداد روزهایی که طول میکشد تا بعد از فروش، پرداخت وصول شود. دوره وصول مطالبات برابر 30 یعنی مشتریان ظرف یک ماه پرداخت میکنند. دوره وصول مطالبات برابر 90 یعنی سه ماه طول میدهند. روندها بیشتر از اعداد مطلق اهمیت دارند—دوره وصول مطالبات در حال افزایش یک هشدار است.
دوره نگهداری موجودی (DIO)
(COGS ÷ موجودی) × 365 = دوره نگهداری موجودی
DIO به شما میگوید متوسط تعداد روزهایی که موجودی قبل از فروش میماند. DIO پایین یعنی محصولات سریع حرکت میکنند. DIO بالا یعنی کالاها در انبارها مینشینند. سطح مناسب به صنعت بستگی دارد—یک نمایندگی خودرو DIO بالاتری نسبت به یک فروشگاه مواد غذایی دارد.
دوره پرداخت بدهیها (Days Inventory Outstanding—DPO)
(حسابهای پرداختنی ÷ حسابهای پرداختنی) × 365 =
دوره پرداخت بدهیها به شما میگوید متوسط تعداد روزهایی که شرکت طول میدهد تا به تأمینکنندگانش پرداخت کند. دوره پرداخت بدهیها (DPO) بالا یعنی شرکت از اعتبار تأمینکننده برای تأمین مالی عملیاتش استفاده میکند—که میتواند نشانه قدرت باشد یا نشانه اینکه نمیتواند پرداخت کند.
چرخه تبدیل نقد (Days Payable Outstanding)
DSO + DIO – DPO = چرخه تبدیل نقد
چرخه تبدیل نقد میسنجد چه مدت پول نقد از لحظهای که شرکت به تأمینکنندگان پرداخت میکند تا لحظهای که از مشتریان وصول میکند قفل است. چرخه کوتاهتر بهتر است—پول نقد سریعتر جریان مییابد. چرخه در حال طولانی شدن یعنی پول نقد در عملیات گیر میافتد. این یکی از قدرتمندترین معیارها برای فهم کارایی سرمایه در گردش یک شرکت است.
نسبتهای ارزشگذاری (Cash Conversion Cycle)
نسبتهای ارزشگذاری، عملکرد مالی شرکت را به قیمت سهمش وصل میکنند. به این سوال پاسخ میدهند: سهم ارزان است یا گران؟
قیمت به سود (Price-to-Earnings—P/E)
سود هر سهم ÷ قیمت سهم = قیمت به سود
پراستفادهترین نسبت ارزشگذاری. قیمت به سود (P/E) برابر 15 یعنی سرمایهگذاران برای هر 1 دلار سود، 15 دلار میپردازند. شرکتهای با P/E بالا انتظار میرود سریعتر رشد کنند. شرکتهای با قیمت به سود پایین ممکن است کمتر از ارزش واقعی قیمتگذاری شده باشند—یا شایسته ضریب پایین باشند چون در حال کوچک شدن یا پرریسک هستند.
EV/EBITDA
EBITDA ÷ ارزش سازمانی = EV/EBITDA
*EBITDA = Eearnings Before Interests, Taxes, Depreciaations, and Amortizations
(سود قبل از بهره وامها، مالیات، استهلاک داراییهای مشهود، و داراییهای نامشهود)
*EV = Enterprise Value
(ارزش شرکت/سازمان)
برای مقایسه شرکتها با ساختارهای سرمایه متفاوت، بهتر از P/E است. ارزش سازمانی برابر است با ارزش بازار بهعلاوه بدهی منهای پول نقد—کل هزینه تصاحب کسبوکار. EV/EBITDA به طور گسترده در ادغام و تملک و توسط سرمایهگذاران حرفهای استفاده میشود.
قیمت به ارزش دفتری (Price-to-Book Value—P/B)
ارزش دفتری هر سهم ÷ قیمت سهم = قیمت به ارزش دفتری
بیشترین کاربرد را برای شرکتهای مالی و صنایع سرمایهبر دارد. ارزش دفتری، حقوق صاحبان سهام است. قیمت به ارزش دفتری (P/B) زیر 1.0 یعنی سهم پایینتر از ارزش خالص حسابداریاش معامله میشود—بالقوه یک فرصت، یا نشانهای از اینکه داراییهای شرکت در ترازنامه بیش از حد ارزشگذاری شدهاند.
قیمت به فروش (Price-to-Sales—P/S)
فروش هر سهم ÷ قیمت سهم = قیمت به فروش
وقتی استفاده میشود که یک شرکت سودی ندارد—برای شرکتهای جوان و با رشد بالا رایج است. دستکاری درآمد سختتر از سود است. اما قیمت به فروش (P/S) سودآوری را نادیده میگیرد. یک شرکت میتواند P/S پایین داشته باشد و همچنان سرمایهگذاری افتضاحی باشد اگر هرگز درآمد را به سود تبدیل نکند.
قیمت به جریان نقدی (Price-to-Cash Flow)
جریان نقدی هر سهم ÷ قیمت سهم = قیمت به جریان نقدی
دستکاری جریان نقدی سختتر از سود است، و این نسبت را به مکملی مفید برای نسبت قیمت به سود (P/E) تبدیل میکند. شرکتی با نسبت قیمت به سود پایین اما قیمت به جریان نقدی بالا ممکن است سودهای حسابداری تولید کند که با پول نقد واقعی پشتیبانی نمیشوند.
بازده سود تقسیمی (Dividend Yield)
قیمت سهم ÷ سود تقسیمی سالانه هر سهم = بازده سود تقسیمی
این به شما میگوید فقط از سود تقسیمی چه بازدهی میگیرید. بازده سود تقسیمی 4 درصد یعنی به ازای هر 100 دلار سرمایهگذاری، سالانه 4 دلار سود تقسیمی دریافت میکنید. بازدهیهای بالا میتوانند نشانه ارزش باشند—یا سود تقسیمیای که در آستانه کاهش است.
نسبت قیمت به سود نسبت به رشد (Price/Earnings to Growth—PEG)
نرخ رشد سود ÷ P/E = نسبت PEG
نسبت PEG، P/E را برای انتظارات رشد تعدیل میکند. PEG برابر 1.0 یعنی P/E با نرخ رشد برابر است—ارزش منصفانه در نظر گرفته میشود. زیر 1.0 ممکن است نشانه کمتر از ارزش واقعی بودن باشد. بالای 1.0 ممکن است نشانه بیشارزشگذاری باشد. نسبت PEG برای مقایسه شرکتها با نرخهای رشد متفاوت مفید است.
نسبتهای رشد (Growth Ratios)
نسبتهای رشد میسنجند یک شرکت چقدر سریع در حال گسترش است. به این سوال پاسخ میدهند: آیا این شرکت در طول زمان بزرگتر و سودآورتر میشود؟
نرخ رشد درآمد (Revenue Growth Rate)
(درآمد قبلی – درآمد فعلی) ÷ درآمد فعلی = نرخ رشد درآمد
پایهایترین معیار رشد. رشد مداوم درآمد نشانه یک کسبوکار سالم و در حال گسترش است. اما رشدی که از تملکها میآید نه گسترش ارگانیک، ممکن است پایدارتر نباشد. همیشه منبع رشد را بررسی کنید.
نرخ رشد EPS
(EPS قبلی – EPS فعلی) ÷ EPS فعلی = نرخ رشد EPS
رشد EPS میسنجد سود هر سهم چقدر سریع در حال افزایش است. EPS میتواند سریعتر از درآمد رشد کند اگر شرکت در حال بهبود حاشیهها یا بازخرید سهام باشد. رشد EPS پایدار از رشد درآمد و بهبودهای عملیاتی میآید، نه فقط مهندسی مالی.
نرخ رشد پایدار سود (EPS Growth Rate)
ROE × (نسبت پرداخت سود تقسیمی – 1) = نرخ رشد پایدار
این فرمول تخمین میزند یک شرکت چقدر سریع میتواند بدون تأمین مالی خارجی رشد کند. بستگی دارد به اینکه شرکت چقدر از سود را نگه میدارد و چقدر کارآمد از آن سرمایه استفاده میکند. رشد بالاتر از نرخ پایدار نیازمند قرض گرفتن یا انتشار سهام جدید است که میتواند سهامداران فعلی را رقیق کند.
چطور از این نسبتها استفاده کنیم
یک نسبت در انزوا فقط یک عدد است. یک نسبت در زمینه، اطلاعات است.
همیشه نسبتها را با تاریخچه خود شرکت مقایسه کنید. آیا روند در حال بهبود است یا وخامت؟ همیشه با همتایان صنعتی مقایسه کنید. حاشیه خالص ۵٪ ممکن است برای یک فروشگاه زنجیرهای مواد غذایی برجسته و برای یک شرکت نرمافزاری افتضاح باشد. هرگز به یک نسبت منفرد اتکا نکنید. ROE بالا ممکن است نشانه یک کسبوکار عالی باشد—یا یک توهم با سوخت بدهی. از چندین نسبت با هم استفاده کنید تا یک تصویر کامل بسازید.
این ۳۱ نسبت ابزار هستند. مثل هر ابزاری، ارزششان به مهارت کسی که از آنها استفاده میکند بستگی دارد. هر چه شرکتهای بیشتری تحلیل کنید، بهتر خواهید فهمید کدام نسبتها برای کدام صنایع بیشترین اهمیت را دارند—و کدام اعداد فقط نویز هستند.

