اپل صدها میلیارد دلار پول نقد دارد. با این حال اوراق قرضه منتشر میکند. مایکروسافت در سود غرق است. با این حال بدهی میگیرد. آلفابت (شرکت مادر گوگل) جریان نقدی آزاد عظیمی دارد. همهای اینها قرض میگیرد.
چرا شرکتی که بیشتر از آنکه بداند با پولش چه کند پول دارد، انتخاب میکند وارد بدهی شود؟ پاسخ، چیز مهمی درباره اینکه کسبوکارهای باهوش چطور به پول فکر میکنند را آشکار میکند.
در سایتهای اجتماعی با ما باشید
بدهی از سهام ارزانتر است
این بنیادیترین دلیل: بدهی هزینه کمتری از سهام دارد، بهویژه بعد از مالیات.
هزینه بدهی بهرهای که باید پرداخت کند. این هزینه از دید اقتصادی سنجیده شده و کمتر از هزینه نگهداری سهام است.
بر علاوه؛ پرداختهای بهره روی بدهی قابل کسر مالیاتی هستند. اگر یک شرکت ۲۵٪ مالیات بر درآمد شرکتی بپردازد، هر دلار بهره بعد از مزیت مالیاتی عملاً فقط ۷۵ سنت هزینه دارد. سهام یک هزینه ضمنی دارد—سهامداران انتظار بازدهی از طریق سود تقسیمی و افزایش قیمت سهم دارند—اما آن بازدهیها قابل کسر مالیاتی نیستند. برای یک شرکت سودده با دسترسی به قرضگیری با نرخ پایین، بدهی از نظر ریاضی ارزانترین شکل سرمایه است.
استفاده از نقد همیشه رایگان نیست
پول نقد یک شرکت همیشه در یک جا آماده خرج کردن نیست. بخش زیادی از آن ممکن است در شرکتهای فرعی خارجی نگهداری شود. برگرداندن آن پول به خانه—بازگشت به کشور—میتواند قبضهای مالیاتی بزرگی ایجاد کند.
به جای پرداخت آن مالیاتها، شرکت در داخل با نرخهای بهره پایین قرض میگیرد و پول نقد خارجی را همانجا که هست نگه میدارد. هزینه پس از مالیات قرضگیری اغلب پایینتر از قبض مالیاتی است که بازگشت پول ایجاد میکرد. این در میان شرکتهای چندملیتی بزرگ با عملیات خارجی قابل توجه رایج است.
قرض گرفتن، مالکیت را حفظ میکند
وقتی یک شرکت از سود انباشته استفاده میکند، پول نقد را واگذار میکند. وقتی سهام جدید منتشر میکند، سهامداران موجود را به طور دائمی رقیق میکند—آنها درصد کوچکتری از همان شرکت را مالک میشوند.
وقتی قرض میگیرد، سهامداران سهم کاملشان را حفظ میکنند. اگر شرکت بتواند با ۴٪ قرض بگیرد و روی آن سرمایه بازدهی ۱۰٪ یا بیشتر تولید کند، سهامداران اسپرد ۶٪ را تصاحب میکنند. اهرم به نفع آنها کار میکند. مالکان موجود تمام سود سرمایه سرمایهگذاریشده را میبرند در حالی که هزینه ثابتی بابت وجوه میپردازند.
اهرم وام، بازدهیها را چند برابر میکند
یک شرکت با ترازنامه قوی و جریانهای نقدی قابل پیشبینی میتواند با نرخهای پایین قرض بگیرد و در پروژهها، تملکها یا بازخرید سهام سرمایهگذاری کند که بازدهی بالاتری از هزینه بهره دارند. در نتیجه بازدهی بیشتری به سهامداران میرسد.
اگر یک شرکت ۱ میلیارد دلار با بهره ۴٪ قرض بگیرد و از آن برای بازخرید سهامی استفاده کند که ۸٪ بازدهی سودی داشتند، سهامداران باقیمانده میبینند سود هر سهمشان افزایش مییابد. شرکت اساساً سهام گرانتر را با بدهی ارزانتر جایگزین کرده. این مهندسی مالی است، اما جواب میدهد—تا وقتی شرکت بتواند به راحتی بهره بدهی را پرداخت کند.
سیگنال برای شرکتهای قوی فرق میکند
وقتی یک شرکت در حال تقلا قرض میگیرد، بازارها نگران میشوند. آیا میتواند بازپرداخت کند؟ آیا بار بهره حاشیههایش را خرد میکند؟
وقتی یک شرکت سودده و پرپول قرض میگیرد، بازارها به سختی پلک میزنند. بدهی به راحتی بهرههای آن پرداخت میشود. قرضگیری استراتژیک است، نه از سر ناچاری. علامت میدهد که مدیریت در حال بهینهسازی ساختار سرمایه است—پیدا کردن ارزانترین ترکیب تأمین مالی برای حداکثر کردن بازدهی سهامداران است.
درس: بدهی یک ابزار است. در دستان ضعیف، خطرناک است. در دستان قوی، کارآمد. همان اقدام—انتشار اوراق قرضه—بسته به اینکه چه کسی انجامش میدهد معانی کاملاً متفاوتی دارد.
جدول خلاصه: چرا شرکتهای سودده قرض میگیرند
| دلیل | یعنی چه |
|---|---|
| بدهی از سهام ارزانتر است | بهره قابل کسر مالیاتی است. بازدهی سهام نیست. بعد از مالیات، قرضگیری هزینه کمتری دارد. |
| پول نقد برای استفاده همیشه رایگان نیست | پول نقد خارجی اگر به خانه برگردد مالیات ایجاد میکند. قرضگیری داخلی آن قبض را دور میزند. |
| قرض گرفتن مالکیت را حفظ میکند | بدهی سهامداران را رقیق نمیکند. سهام رقیق میکند. مالکان موجود سهم کاملشان را نگه میدارند. |
| اهرم بازدهیها را چند برابر میکند | با ۴٪ قرض بگیر، با ۱۰٪ سرمایهگذاری کن. سهامداران اسپرد ۶٪ را تصاحب میکنند. |
| سیگنال بستگی به این دارد که چه کسی قرض میگیرد | بدهی روی ترازنامه ضعیف یک هشدار است. بدهی روی ترازنامه قوی مدیریت هوشمندانه است. |
سخن پایانی
قرض گرفتن نشانه ضعف نیست. در دستان یک شرکت سودده و خوبمدیریتشده، بدهی یک ابزار است—اغلب ارزانترین و استراتژیکترین راه برای تأمین مالی رشد، انجام تملکها یا بازگرداندن سرمایه به سهامداران.
سوال این نیست که آیا یک شرکت قرض میگیرد. سوال این است که آیا شرکت میتواند به راحتی بهره بدهی خود را پرداخت کند، آیا بازدهیهای سرمایه قرضگرفتهشده از هزینه آن بیشتر است، و آیا مدیریت از بدهی برای ساختن ارزش استفاده میکند یا برای پوشاندن مشکلات.
یک شرکت بدون بدهی ممکن است محتاط باشد. یا ممکن است پول روی میز بگذارد. یک شرکت با بدهی قابل توجه ممکن است بیپروا باشد. یا ممکن است در حال بهینهسازی ساختار سرمایهاش برای حداکثر کردن بازدهی سهامداران باشد. اعداد داستان را تعریف میکنند. یاد بگیرید بخوانیدشان.

