هر فصل، شرکتهای عمومی عدد واحدی را منتشر میکنند که تیتر خبرها را تسخیر میکند: سود. آیا شرکت انتظارات را شکست داد؟ آیا کمتر از حد انتظار بود؟ سهم ظرف چند ثانیه از انتشار، جهش یا سقوط میکند. پشت آن عدد، سندی به نام صورت سود و زیان قرار دارد که کارنامه عملکرد یک شرکت در طول زمان است.
ما مبانی حسابداری را در این وبسایت پوشش دادهایم. حالا آن را روی اولین صورت مالی که سرمایهگذاران میخوانند اعمال میکنیم. صورت سود و زیان به شما میگوید یک شرکت پول/سود ساخته یا نه. ساده به نظر میرسد. جزئیاتش جایی است که ماجرا جالب میشود.
تا پایان این پُست، ساختار صورت سود و زیان را میفهمید، هر ردیف اصلی از بالا تا پایین، حاشیههای سود کلیدی، و اینکه سود چه چیزی میتواند—و چه چیزی نمیتواند—درباره یک شرکت به شما بگوید.
در سایتهای اجتماعی با ما باشید
صورت سود و زیان چیست؟
صورت سود و زیان (Profit & Loss Statement) به یک سوال اساسی پاسخ میدهد: آیا شرکت در این دوره سودده بود؟ درآمدها، هزینهها و سود یا زیان حاصل را در طول یک فصل یا یک سال نشان میدهد.
ممکن است که حساب سود و زیان نیز بشنوید. در اینجا حساب یا صورت یکی است.
برخلاف ترازنامه (Balance Sheet)—که یک تصویر از آنچه یک شرکت دارد و بدهکار است در یک لحظه مشخص است—صورت سود و زیان مانند یک فیلم است. عملکرد را در طول یک دوره ثبت میکند. مثلاً درآمدهای کسبشده و هزینههای تحمیل شده از ژانویه تا دسامبر را محاسبه و تفاوت درآمدها و هزینهها، سود یا زیان آن دوره است.
ساختار صورت سود و زیان: از بالا به پایین
صورت سود و زیان یک جریان منطقی را دنبال میکند: با آنچه شرکت از فروش محصولاتش به دست آورده شروع کنید، هزینه تولید آنها را کم کنید، هزینه اداره کسبوکار را کم کنید، بهره و مالیات را کم کنید، و به آنچه برای سهامداران باقی میماند برسید.
درآمد (خط بالایی)
درآمد—که فروش یا گردش هم نامیده میشود—پولی است که شرکت از فروش محصولات یا خدماتش به دست میآورد. درست در بالای صورت سود و زیان مینشیند. هرچیزی که از این ببعد میآید از درآمد کم میگردد.
درآمد وقتی ثبت میشود که کسب شود، نه لزوماً وقتی پول نقد دریافت شود. همین که شما با نسبه بفروشید یا با پول نقد، درآمد ثبت میگردد. و به این نوع حسابداری تعهدی میگوید که در آن تعهد هم حساب میگردد.
نمونه دیگر: یک شرکت نرمافزاری که اشتراک سالانه را 1200 دلار میفروشد، روزی که مشتری پرداخت میکند 1200 دلار درآمد ثبت نمیکند. هر ماه با ارائه خدمت، 100 دلار ثبت میکند. یک شرکت ساختمانی که روی یک پروژه سهساله کار میکند، درآمد را با تکمیل مراحل شناسایی میکند، نه وقتی چک نهایی میرسد. چرا؟ چون فقط تعهد که انجام شده ثبت میگردد. و ممکن پولهای بخاطر خدمات ماههای بعد دریافت کردهاید لغو گردد. چیزی که ممکن است لغو شود، تعهد کامل نیست. اگر تعهد باشد، مشروط به شرایط است. شرایط هم میتوند تغییر کند.
شناسایی درآمد میتواند پیچیده باشد، و یکی از حوزههایی است که شرکتها گاهی حقیقت را بزرگنمایی میکند. یک شرکت ممکن است قبل از تحویل محصول، قبل از پذیرش مشتری، یا قبل از اینکه پرداخت به طور معقولی تضمین شده باشد، درآمد ثبت کند. وقتی میبینید شرکتی رشد درآمد چشمگیری گزارش میدهد، بپرسید: آیا این درآمد واقعاً کسب شده، یا برای بهتر نشان دادن فصل به جلو کشیده شده؟
بهای تمامشده کالای فروختهشده (COGS)
بهای تمامشده کالای فروختهشده—که گاهی هزینه فروش هم نامیده میشود—هزینههای مستقیم تولید هر چیزی که شرکت میفروشد را نشان میدهد.
برای یک تولیدکننده، این شامل مواد خام، نیروی کار کارخانه و سربار تأسیسات تولید است. برای یک خردهفروش، هزینه عمدهفروشی موجودی فروختهشده در طول دوره. برای یک شرکت نرمافزاری، ممکن است شامل هزینههای میزبانی ابری و کارکنان پشتیبانی مشتری که مستقیماً به محصول متصل هستند باشد.
COGS فقط شامل هزینههای مستقیم است. شامل بازاریابی، حقوق مدیران ارشد یا اجاره دفتر نمیشود. اینها هزینههای عملیاتی هستند، نه هزینههای تولید.
کم کردن COGS از درآمد، سود ناخالص را به شما میدهد. این اولین ایست بازرسی بزرگ روی صورت سود و زیان است. به شما میگوید آیا محصول یا خدمت اصلی شرکت، قبل از محاسبه سربار اداره کسبوکار، سودده است یا نه.
هزینههای عملیاتی
هزینههای عملیاتی، هزینههای اداره کسبوکار فراتر از تولید مستقیم هستند. معمولاً در چند دسته کلی قرار میگیرند.
هزینههای فروش، عمومی و اداری—معروف به SG&A—بازاریابی، کمیسیون فروش، حقوق مدیران ارشد، هزینههای حقوقی، حسابداری، اجاره دفتر و بیشمار هزینه دیگر نگه داشتن یک شرکت را پوشش میدهند. تحقیق و توسعه—R&D—اغلب جداگانه نشان داده میشود، بهویژه برای شرکتهای فناوری و داروسازی که ردیف بزرگی است. استهلاک دارایی (Depreciation) و استهلاک دارایی نامشهود (Amortization)، هزینه داراییهای بلندمدت را در طول عمر مفیدشان پخش میکنند به جای اینکه همه را یکباره هزینه کنند.
کم کردن هزینههای عملیاتی از سود ناخالص، سود عملیاتی را به شما میدهد. این سود قبل از بهره و مالیات (Earinig Before Interests & Taxes—EBIT) هم نامیده میشود. سود عملیاتی، سودی است که یک شرکت از کسبوکار اصلی خود تولید میکند، قبل از اینکه نحوه تأمین مالی و قبض مالیات در نظر گرفته شود. یکی از مهمترین اعداد روی صورت سود و زیان است چون عملکرد خود کسبوکار را جدا از مهندسی مالی یا استراتژیهای مالیاتی نشان میدهد.
بهره و مالیات
زیر خط سود عملیاتی، دو هزینه نهایی کم میشوند: هزینه بهره و مالیات.
هزینه بهره، هزینه بدهی شرکت است. اگر شرکت پول قرض گرفته باشد—از طریق وامهای بانکی یا اوراق—به وامدهندگانش بهره میپردازد. هر چه شرکت بدهی بیشتری حمل کند، این ردیف بزرگتر است. شرکتی با سود عملیاتی قوی میتواند سود خالص ضعیفی گزارش دهد اگر در پرداختهای بهره غرق باشد.
درآمد بهره—اگر شرکت پول نقد قابل توجهی نگه دارد—اینجا اضافه میشود. شرکتی که روی میلیاردها دلار نشسته، از آن پول نقد بهره دریافت میکند که بخشی از هزینه بهرهاش را جبران میکند.
هزینه مالیات بر درآمد، قبض مالیاتی شرکت برای آن دوره است. این بر اساس سود گزارششده است، که ممکن است به دلیل کسورات، اعتبارات و تفاوتهای زمانی مختلف با درآمد مشمول مالیات فرق کند. نرخ مؤثر مالیات—آنچه شرکت واقعاً به عنوان درصدی از سود قبل از مالیات میپردازد—اغلب پایینتر از نرخ قانونی است.
کم کردن بهره و مالیات از سود عملیاتی، سود خالص را به شما میدهد.
سود خالص (خط پایانی)
سود خالص، سود نهایی بعد از کسر تمام هزینههاست. عددی است که تیترهای خبری و سخنهای تحلیلگران روی آن تمرکز میکنند. خط پایانی. آنچه برای سهامداران باقی میماند.
سود خالص به سود انباشته در ترازنامه جریان مییابد و بخشی از آن به سهامداران توزیع میشود. همچنین سود هر سهم (Earing Per Share—EPS) انقلقولشدهترین عدد از صورت سود و زیان است. به زبان ساده؛ EPS سود خالص تقسیم بر تعداد سهام منتشرشده است. وقتی میشنوید که یک شرکت «برآوردهای سود را شکست»، معمولاً یعنی EPS بالاتر از حد انتظار تحلیلگران درآمد.
سود خالص مهم است. اما تمام داستان نیست. یک شرکت میتواند سود خالص چشمگیری گزارش دهد در حالی که پول نقد میسوزاند، بدهی انباشته میکند یا از حسابداری تهاجمی برای بزرگنمایی سود استفاده میکند. خط پایانی جایی است که تحلیل شروع میشود.
برای شناخت بهتر به شما پیشنهاد میکنم که به صورت سود وزیان واقعی شرکت اپل نیز توجه کنید. با کلیک کردن اینجا شما میتوانید صورت سود و زیان بهروز رسانی شده را مشاهد کنید.
معیارهای کلیدی سودآوری
اعداد مطلق روی صورت سود و زیان اهمیت دارند. اما روابط بین آنها بیشتر اهمیت دارد. حاشیهها به شما میگویند یک شرکت چقدر کارآمدانه درآمد را در هر مرحله به سود تبدیل میکند.
در اینجا از سه حاشیه مهم یاد می کنیم:
- حاشیه سود ناخالص: برابر است با سود ناخالص (درآمد فروش منهای بهای تمامشده کالای فروشرفته) تقسیم بر درآمد. به شما میگوید شرکت چقدر کارآمد محصولش را تولید میکند. حاشیه ناخالص بالا و باثبات یعنی شرکت قدرت قیمتگذاری و کنترل روی هزینههای تولید دارد. حاشیه ناخالص در حال کاهش یعنی هزینهها سریعتر از قیمتها بالا میروند، یا شرکت برای حفظ فروش تخفیف میدهد.
- حاشیه سود عملیاتی: برابر است با سود عملیاتی تقسیم بر درآمد. به شما میگوید شرکت چقدر کارآمد کسبوکارش را اداره میکند—نه فقط تولید، بلکه بازاریابی، اداری و کل سربار. شرکتی با حاشیه ناخالص قوی اما حاشیه عملیاتی ضعیف ممکن است محصول خوبی داشته باشد اما سازمانی متورم.
- حاشیه سود خالص: برابر است با سود خالص تقسیم بر درآمد. به شما میگوید از هر دلار فروش، بعد از همه چیز—تولید، عملیات، بهره، مالیات—چقدر برای سهامداران سود میشود. این حاشیه خط پایانی است، اما تحت تأثیر تصمیمات تأمین مالی و مالیاتی قرار میگیرد که هیچ ربطی به کسبوکار اصلی ندارند.
درآمد در حاشیههای ذکر شده مقسوم علیه بوده و سود ناخالص، سود عملیاتی و سود خالص را بالای آن تقسیم میکنیم تا حاشیه مربوط بدست آید. اینگونه بهتر به ذکر شما میماند.
این حاشیهها بیشتر از ارقام سود مطلق معنی میدهند. مثلاً:
- شرکتی که 1 میلیارد دلار سود میکند ممکن است چشمگیر به نظر برسد—تا وقتی بفهمید 100 میلیارد دلار درآمد لازم داشته تا به آن برسد. حاشیه خالص 1% یعنی شرکت تقریباً هیچ بالشتکی ندارد.
- شرکتی که روی 500 میلیون دلار درآمد، 100 میلیون دلار سود میکند—حاشیه 20%—بسیار کارآمدتر است.
حاشیهها را در طول زمان دنبال کنید. حاشیههای در حال بهبود نشانه شرکتی است که قویتر میشود. حاشیههای در حال کاهش نشانه فشار رقابتی یا افزایش هزینههاست.
استهلاک و استهلاک دارایی های غیرمشهود: هزینههای غیرنقدی
همه هزینههای روی صورت سود و زیان شامل خروج پول نقد از شرکت در این دوره نیستند. استهلاک (depreciation) و استهلاک دارایی های غیرمشهود (amortization) مثالهای اصلی هستند.
مثلاً وقتی شرکتی یک کارخانه، یک ناوگان کامیون یا ماشینآلات گران میخرد، کل هزینه را در سال خرید هزینه نمیکند. این کار آن سال را افتضاح و سالهای آینده را به طور مصنوعی خوب نشان میداد. در عوض، هزینه را در طول عمر مفید دارایی پخش میکند. این پخش کردن برای داراییهای فیزیکی، استهلاک (depreciation) و برای داراییهای نامشهود مثل حق اختراع، علائم تجاری و نرمافزار، استهلاک دارایی های نامشهود (amortization) نامیده میشود.
اینها هزینههای واقعی هستند. کارخانه واقعاً فرسوده میشود. حق اختراع واقعاً منقضی میشود. استهلاک و استهلاک دارایی های غیرمشهود این واقعیت را به رسمیت میشناسند. اما شامل نوشتن یک چک در این فصل نمیشوند. پول نقد سالها پیش خرج شده، یا قرض گرفته شده، وقتی دارایی خریداری شد.
به همین دلیل اغلب درباره سود قبل از بهره، مالیات، استهلاک و استهلاک دارایی های نامشهود (EBITDA) میشنوید. هزینههای غیرنقدی و تصمیمات تأمین مالی را حذف میکند تا سودآوری عملیاتی خام کسبوکار را نشان دهد. بین تحلیلگران محبوب است و در ارزشگذاری به طور گسترده استفاده میشود. اما محدودیت دارد. شرکتی با تجهیزات قدیمی کاملاً مستهلکشده ممکن است EBITDA قوی نشان دهد، اما آن داراییها در نهایت نیاز به جایگزینی خواهند داشت. نادیده گرفتن استهلاک یعنی نادیده گرفتن یک هزینه واقعی آینده.
آنچه صورت سود و زیان نمیتواند به شما بگوید
صورت سود و زیان ضروری است. کافی نیست.
جریان نقدی را نشان نمیدهد. یک شرکت میتواند سودهای بالا گزارش دهد در حالی که حساب بانکیاش خالی میشود، چون درآمدهای ثبتشده به صورت تعهدی به پول نقد وصول نشدهاند. صورت جریان نقدی به شما میگوید آیا آن سودها واقعی هستند.
ترازنامه را نشان نمیدهد. سود خالص 100 میلیون دلاری برای شرکتی بدون بدهی و دارایی فراوان معنی کاملاً متفاوتی دارد نسبت به شرکتی که در بدهیها غرق است. سود بدون زمینه، ناقص است.
سود میتواند دستکاری شود. درآمد میتواند زیادی زود شناسایی شود. هزینهها میتوانند به تعویق بیفتند. اقلام یکباره میتوانند به عنوان تکرارشونده طبقهبندی شوند تا عملکرد بهتر به نظر برسد. صورت سود و زیان یک نظر است. صورت جریان نقدی به حقیقت نزدیکتر است.
همیشه صورت سود و زیان را همراه با دو صورت دیگر بخوانید. هیچ سند واحدی داستان کامل را تعریف نمیکند.
گپ آخر
صورت سود و زیان به شما میگوید یک شرکت پول ساخته یا نه. نشان میدهد شرکت چه چیزی به دست آورده، چه هزینهای داشته تا به دستش آورد و چه چیزی برای سهامداران باقی مانده. این قابل مشاهدهترین، نقلقولشدهترین و منتظرترین سند مالی است که شرکتهای عمومی منتشر میکنند.
اما سود با سلامت مالی یکسان نیست. یک شرکت سودده میتواند شکننده باشد. شرکتی با سودهای نازک میتواند قوی باشد. برای اینکه بدانید کدام است، باید نگاه کنید به آنچه شرکت دارد و آنچه بدهکار است.
در مطلب بعدی این مجموعه: ترازنامه—عکس موقعیت مالی یک شرکت در یک لحظه مشخص از زمان.

