به احتمال خیلی قوی شما این کار را تجربه کردهاید. من شخصاً بارها تجربه کردهام. معاملهای را باز میکنید. اما برخلاف میل شما میرود. در جهتی که نمیخواهید. تلاش میکنید خودت را قانع کنی که برمیگردد. برنمیگردد که هیچ، به سمتی ادامه میدهد که نمیخواهید. پس از مدتی، ضرر شما دو برابر سودی میشود که توقع داشتید. کاری نمیتوانید. فقط امیدوار میمانید
امیدواری راهحل نیست و این نوع معاملهگری، درو واقع منتظر ماندن برای معجزه است؛ معجزهای که ممکن است هیچوقت نیاید.
حد ضرر برای شما یک پیشنهاد نیست. یک ابزار اختیاری برای معاملهگرهای محتاط نیست. یک مرزی بین یک حرفهای و کسی که هنوز یاد نگرفته است میباشد. امید در بازار جایی ندارد.
این راهنما نشان میدهد چرا حد ضرر غیرقابل مذاکره است، چه اتفاقی میافتد وقتی از آن استفاده نمیکنید، و چطور آن را جایی بگذارید که واقعاً از ضرر بیشتر جلوگیری کند.
در سایتهای اجتماعی با ما باشید
اهمیت سفارش حد ضرر
حد ضرر یک سفارش معامله است که اگر قیمت به سطح مشخصی رسید، معامله را به طور خودکار میبندد. این تعریف سادهای آن است.
اما معنای واقعیاش این است: اینکه قبل از ورود قبول کنی ممکن است اشتباه کنی.
بیشتر مردم نمیخواهند این را قبول کنند. فکر میکنند استراتژی معامله بدون حدضرر جواب میدهد. پس حد ضرر نمیگذارند. اگر بگذارند، بارها مکان آن را تغییر داده حد ضرر خود را بزرگتر میسازند.
معاملهگران/تریدرها میداند که اشتباه کردن شکست نیست. اشتباه ماندن شکست است. و آنها میداند که باخت جزئی از بازی است.
به مانند ورزش فوتبال فکر کنید. موفق بودن یک تیم به این معنا نیست که گل اصلاً دریافت نکند. اگر تیمی بیشتر گُل میزند و گُل کمتر دریافت میکند، موفق است.
حد ضرر سه کار میکند که هیچ چیز دیگری نمیتواند:
- خسارت را کنترل میکند: هر چقدر هم بازار تند بر خلافت حرکت کند، ضرر متوقف میشود در عددی که وقتی آرام بودی انتخاب کردی، نه وقتی داشتی وحشت میکردی.
- احساسات را از خروج حذف میکند: وقتی قیمت به حد ضرر میخورد، بیرونی. کلنجار رفتن نیست. دودلی نیست. «شاید برگردد» نیست. تصمیم را قبل از معامله گرفته بودی.
- تو را در بازی نگه میدارد: یک ضرر بزرگ میتواند بیست سود کوچک را یکجا نابود کند. حد ضرر تضمین میکند زنده میمانی برای یک روز دیگر.
چه اتفاقی میافتد وقتی حد ضرر نمیگذاری؟
بیایید صادق باشیم درباره آنچه واقعاً رخ میدهد. با یک نموادار واقعی آن را توضیح میدهیم.
به نمودار زیر دقت کنید که مربوط شرکت پیپل است.
سهام پیپل (PayPal) در آخر ژوئیه/جولای به قیمت حدود 300 دلار/دالر معامله میشد. تصور کنید که اگر در آن قیمت شما میخریدید و سفارش حد ضرر نمیگذاشتید چه اتفاق میافتاد؟ شما نیز سقوط میکردید، دقیق مانند نمودار بالا.
اما اگر سفارش توقف ضرر میگذاشتید، ضرر شما کنترل شده، پول آزاد برای معاملههای دیگر، و از نگاه روحی در وضعیت بهتر میبودید.
به یک مثال از دنیای فارکس توجه کنید: یورو با یِن ژاپُن/جاپان.
یورو با ین روند صعودی خود را در ژوئن/جون 2020 شروع و تا فبروی 2026 ادامه یافت. یعنی بیش از پنج و نیم سال روند صعودی یافت. در این جریان یورو قوی شد و ین ضعیف. اقتصاد ژاپن 62 درصد ضعیف نشد، اما پول آن شد.
اگر شما میخریدید، حد ضرر نمیگذاشتید و منتظر معجزه میماندید—در این پنج سال چه اتفاق میافتید؟ شما افسرده، دارایی شما از دست رفته زمان شما فقط هدر رفته بود. تمام. همه چیز تمام میشد.
شکاف قیمتی که حساب را نابود کرد
در سهام یا کریپتو، بازارها ممکن است شکاف قیمتی (گپ) داشته باشند—باز شوند به طور قابل توجهی بالاتر یا پایینتر از جایی که بسته بودند. بدون حد ضرر، یک گپ میتواند یک معامله کوچک را یکشبه تبدیل به فاجعه کند.
یک معاملهگر میخوابد با معاملهای 500 دلار ضرر. بیدار میشود میبیند 5000 دلار ضرر. بازار بر خلافش باز شده، و چون حد ضرری نبوده، ضرر رفته تا جایی که یک نفر، یه جایی، تصمیم گرفته سفارش را پر کند به هر قیمتی که بوده.
این بدشانسی نیست. این است که در خروجی را قفل نکرده باشی.
مارپیچ احساسی
معامله بدون حد ضرر فقط به حسابات آسیب نمیزند. به خودت آسیب میزند.
هر بار قیمت بر خلاف پیشبینی شما حرکت میکند و تو خارج نمیشوی، حسش میکنی. سنگینتر میشود. خوابت نمیبرد. مدام چارت را چک میکنی. تصمیمهای غیرمنطقی میگیری—دو برابر میکنی، هدف را جابجا میکنی، به خودت قانع میکنی که بازار اشتباه میکند.
تا بالاخره خارج میشوی، کاملاً خستهای. و درس غلط گرفتهای: که معاملهگری استرسزا و دردناک است. حقیقت این است که مدیریت نکردن ریسک استرسزا و دردناک است.
بهانههایی که معاملهگرها میآورند (و چرا اشتباهند)
معاملهگرهایی که حد ضرر نمیگذارند همیشه دلیل دارند. مثلاً نمیخواهم با نویز حد ضررم بخورد، خودم نگاه میکنم اگر اشتباه بودم دستی میبندم و اشتباه مهم دیگر: حد ضرر مال مبتدیها است.
بیایید دانهبهدانه مرور کنیم.
بهانه اول: نمیخواهم با نویز حد ضررم بخورد
این رایجترین بهانه است. میترسی قیمت یک لحظه به حد ضرر بخورد، بعد برگردد و برود به سمتی که پیشبینی کردهای.
اتفاق میافتد. برای تو هم میافتد. قبول کن.
اما از خودت بپرس: چند بار با نویز حد ضررت میخورد در مقایسه با چند بار که از یک فاجعه نجاتت میدهد؟ ریاضیات نزدیک هم نیست. مانند بیمه تصور کن. ضررهای کوچک و اعصابخردکن قیمتی است که برای بیمه میپردازی. بیمه همیشه تا وقتی لازمش نداری بیفایده به نظر میرسد. اما وقتی که نجاتت داد میدانی که اشتباه نبوده.
راهحل: به حد ضرر مکان بده. بگذارش بیرون از محدوده نویز—زیر یک کف نوسانی اخیر، نه چسبیده به قیمت ورود. اگر زیاد حد ضررت میخورد، فاصله را بیشتر کن، اما حذف نکن.
بهانه دوم: خودم نگاه میکنم، اگر بر خلافم رفت دستی میبندم
این فرض میکند وقتی قیمت بر خلافت حرکت میکند آرام و منطقی خواهی بود. من آرام و منطقی نبودم. دیگران هم نبود. شما هم نخواهید بود.
وقتی در یک معامله با ضرر هستی، مغزت عادی کار نمیکند. ترس و پشیمانی فرمان را میگیرد. دنبال دلیل میگردی بمانی. به خودت قانع میکنی چارت دارد برگشت را نشان میدهد. «فقط یک کندل دیگر صبر میکنم.»
تا بالاخره اقدام میکنید، ضرر بزرگتر از حد ضرر اولیهات شده.
راهحل: قبول کن انسان هستی. خروج را خودکار کن تا احساساتت نتوانند دخالت کنند.
بهانه سوم: ضرر برای تازهکارهاست. حرفهایها استفاده نمیکنند
این خطرناک و غلط است. حرفهایها بیشتر از همه از حد ضرر استفاده میکنند. فقط گاهی اسمش را حد ضرر نمیگذارند. از آپشن استفاده میکنند. از هجینگ استفاده میکنند. الگوریتم دارند که برایشان خارج میکند.
اما هر حرفهای یک خط دارد. قیمتی که اگر برسد قبول میکند اشتباه کرده. اگر نداشتند، مدت زیادی حرفهای نمیماندند.
راهحل: از کسانی یاد بگیر که در این کسبوکار زنده میمانند، نه از افسانههای اینترنتی.
حد ضرر را کجا بگذاریم
سفارش حد ضرر یکی از مهمترین ابزار مدیریت ریسک است. شما آن را تصادفی در جایی قرار نمیدهید. بلکه باید حساب شما در مکان مناسب قرار دهید. در ادامه شما مکانهای مشهور و مهم را معرفی میکنیم که مکان مناسب برای گذاشتن حد ضرر شما است.
در روند: پشت آخرین نوسان
اگر در روند صعودی میخرید، حد ضرر زیر آخرین کف بالاتر (مثلا در کانال) یا زیر الگوی ادامه دهنده صعودی مانند الگوی پرچم باشد. آنجا جایی است که اگر قیمت آن را بشکند، روند ممکن است تغییر کند. به همین خاطر، اگر حد ضرر شما زده شد دلیلی برای ماندن نداری.
اگر در روند نزولی میفروشید، حد ضرر بالای آخرین سقف (مثال در کانال) یا بالای الگوی ادامهدهنده نزولی باشد. منطق آن مانند منطق روند صعودی است..
این سطوح حدس و گمان نیست. ساختاری است که باید جدی بگیرید.
روی حمایت یا مقاومت
در نمودار محدودههای وجود دارد که پس از شکستن آن انتظار میرود قیمت ادامه پیدا کند. این سطوح حمایت و مقاومت است. در سطح حمایت فشار خرید بیشتر و در سطح مقاومت فشار فروش بیشتر است. شکستن حمایت به معنای شکست خریداران (گاوها) و شکست مقاومت به معنای شکست فروشندگان (خرسها) است. هر کدام این سطح شکسته شود، احتمال ادامه قیمت به آن سمت بیشتر است.
به همین خاطر؛ اگر میخرید، حد ضرر درست زیر سطح حمایت است. اگر حمایت بشکند، سطح دیگر کار نمیکند. از آن پس باید دنبال فرصت دیگری باشید. و اگر میفروشید، حد ضرر درست بالای سطح مقاومت است.
لازم به ذکر است که سطح حمایت میتواند تبدیل به مقاومت و سطح مقاومت میتواند تبدیل به حمایت شوند. معامله با فرض خرید بالای حمایت و فروش زیر مقاومت است.
استفاده از میانگین متحرک
بعضیها از میانگین متحرک برای تعیین مکان حد ضرر استفاده میکند. روش ساده است: حد ضرر معامله خرید زیر میانگین متحرک و حد ضرر معامله فروش بالای خط میانگین متحرک گذاشته میشود.
این روش گرچند ساده است. اما؛ انتخاب اینکه از کدام میانگین متحرک و اینکه از چند دوره استفاده کنیم مشکل اصلی است. مثلا از میانگین متحرک ساده استفاده کنیم یا از میانگین نمایی و یا هموار شده؟
اگر شما قصد دارید که از این روش استفاده کنید باید متجوجه باشید که در جریان بیروندی شما سیگنالهای اشتباه زیادی دریافت میکند. آن را الگوهای کندلاستیک و دیگر الگوهای کوچکتر تاییید کنید.
چطور به حد ضرر نگاه کنیم
حد ضرر دشمن نیست. نشانه این نیست که انتظار باخت داری. ابزاری است که زیانهای شما را بُریده و به تو آزادی میدهد روی معامله بعدی فکر کنی.
اینطور نگاه کن:
وقتی با حد ضرر وارد معامله میشوی، داری میگویی: «همه اشتباه میکند و من هم اشتباه میکن. مکانی که حد ضرر می گذارم جایی است که زیان من کاسته میشود. تردید نیست. معامله بعدی را پیدا میکنم.»
این ذهنیت سبب آزادی افکار شما و از چسبیدن به معامله باز جلوگیری میکند. در صورت که سفارش حد ضرر نداشته باشی، فکر شما درگیر، احساسات و ترس وارد میشوند. و اگر وارد شد، چانس بزرگ کردن اشتباه شما بیشتر میشود.
وقتی بدون حد ضرر وارد میشوی، داری میگویی: «مطمئن نیستم کَی اشتباه میکنم. بعداً تصمیم میگیرم.» این ذهنیت برعکس ذهنیت با سفارش حد ضرر است.
به زبان ساده: حد ضرر محدودت نمیکند. آزادت میکند.
اگر حد ضررم خورد و قیمت برگشت چه؟
اگر فاصله حد ضررت با سطح خرید/فروش کم باشد، این اتفاق میافتد. اعصابت را خُرد میکند. نگاه میکنی قیمت به حد ضررت خورده و برمیگردد و دقیقاً به سمتی میرود که فکر میکردی.
این حس دردناک است. اما قیمتی است که برای زنده ماندن میپردازی.
اینطور نگاه کن: ترجیح میدهی سه بار حد ضررت بخورد، هر بار یک مقدار کوچک ببازی، و بعد یک حرکت بزرگ بگیری که همهشان را جبران کند به علاوه سود؟ یا ترجیح میدهی حد ضرر نگذاری، یک معامله یکشبه بر خلافت حرکت کند، و ماهها درآمدت را در چند ساعت ببازی؟
انتخاب واضح است.
ضررهای کوچک هزینه راهاندازی کسبوکار است. ضررهای بزرگ هزینه نداشتن کسبوکار است.
و شما برای کاهش این تجربه میتوانید حد ضرر خود را بزرگتر انتخاب کنید. اینگونه نویزها نمیتواند حد ضررت را بزند.
پنج قانون که باید رعایت کنید
قانون اول: قبل از ورود، حد ضرر را بگذار. تصمیم را وقتی بگیر که آرامی، نه وقتی که قیمت بر خلاف معامله شما حرکت میکند. برای بعد نگذار. بعداً ممکن است با احساسات عمل کرده و تصمیمات غیرمنطقی بگیر..
قانون دوم: حد ضرر را بگذار روی یک سطح منطقی، نه یک عدد تصادفی. پشت نوسانها. پایین حمایت. بالای مقاومت. بر اساس نوسان. حد ضرر باید دلیل داشته باشد، مثل ورود به معامله.
قانون سوم: قبول کن که حد ضررت میخورد—زیاد. بیشتر معاملهها جواب نمیدهند. این طبیعی است. هدف این نیست که بیشتر مواقع درست بگیری. هدف این است که در طول زمان سود کنی، با گذاشتن سودها برای دویدن و ضررها را کوچک نگه داشتن. در ضمن؛ در صورت حرکت به سمتی که میخواهید، میتوان حد ضرر خود را در نقطه بریک ایون (سربهسر) بگذاری. اینگونه، اگر قیمت به نفع شما ادامه پیدا کرد، سود شما افزایش پیدا میکند. اگر نه، بدون سود معامله شما با زدن حد ضرر بسته می شود.
قانون چهارم: هیچوقت حد ضرر را دورتر نکن. بعد از تنظیم، حد ضرر میماند مگر اینکه در جهت سودت جلو ببری—طوری که در قانون سوم گفتیم. دورتر کردنش «جا دادن» نیست. امید است. و امید استراتژی نیست.
قانون پنجم: وقتی حد ضرر خورد، بای بای کن. نگاه نکن معامله بدون تو برگردد و خودت را عذاب بده. بلافاصله دوباره وارد نشو چون عصبانی هستی. حد ضرر خورد. ایده جواب نداد. یک نفس عمیق بکش. برو دنبال بعدی.
پنج دام که باید دور بزنید
دام اول: وارد شدن بدون حد ضرر «فقط ببینم چی میشود». این است که ضررهای کوچک میشوند بزرگ. از آینده خبر نداری. داری قمار میزنی که بعداً احساساتات نجاتت دهند. نمیدهند.
دام دوم: گذاشتن حد ضرر روی یک عدد دلخواه. مثلاً «در این معامله 100 دلار ضرر میکنم» به عنوان محدودیت ریسک خوب است، اما حد ضرر هنوز به یک خانه منطقی نیاز دارد. اگر خانه منطقی 150 دلار ریسک میخواهد، یا حجم معامله را کم کن یا از معامله بگذر.
دام سوم: باور اینکه حد ضرر خوردن یعنی در همه چیز اشتباه کردی. یعنی فقط در این یک معامله، در این لحظه، اشتباه کردی. بازار فرصت بعدی را میدهد. این یکی را رها کن.
دام چهارم: میانگین گرفتن در ضرر. خرید بیشتر از یک معامله ضررده برای پایین آوردن قیمت میانگین، سریعترین راه برای تبدیل یک مشکل کوچک به فاجعه است. یعنی دو برابر کردن روی یک اشتباه.
دام پنجم: بلافاصله بعد از خوردن حد ضرر دوباره وارد شدن. ورودهای احساسی تقریباً همیشه بدتر از معامله اصلی هستند. درست فکر نمیکنی. کنار بکش. بگذار بازار نفس بکشد. بعداً برگرد.
سوالهای رایج (جواب کوتاه)
بیشتر حرفهایها 1% یا کمتر از حسابشان ریسک میکنند. بعضی معاملهگرهای تهاجمی میروند تا 2%. کمتر کسی بالاتر میرود. اگر بیشتر از 2% ریسک کنی، یک رشته ضرر تو را نابود میکند.
میتوانی در جهت سودت جلو ببریاش—هر چه قیمت به سودت حرکت کرد، حد ضرر را پشت سرش بکشی. اما هیچوقت نباید از قیمت دورترش کنی تا «جا بدهی». آن یعنی قبول نکردن ضرر.
بعضی کارگزارها، مخصوصاً در فارکس، حد ضرر را در زمان اخبار مهم یا گپ تضمین نمیکنند. قوانین کارگزارت را بدان. اگر تضمین نمیکنند، ممکن است نیاز به حد ضرر بازتر یا ابزارهای دیگر داشته باشی.
نه. حد ضرر ذهنی حد ضرر نیست. آرزوست. موقعش نمیتوانی اجرایش کنی. از دستور واقعی استفاده کن.
حرف آخر
حد ضرر درباره پیشبینی جایی که قیمت میرود نیست. درباره قبول کردن این است که نمیتوانی.
هیچکس با قطعیت نمیداند بعداً چه میشود. بهترین معاملهگرهای دنیا هم نمیدانند. فقط برای وقتی اشتباه میکنند قانون دارند.
حد ضرر همان قانون است. خطی است بین یک ضرر قابل مدیریت و یک ضرر زندگیسوز. بین یک حرفهای و کسی که هنوز دارد سخت یاد میگیرد.
هر معاملهای که میکنی یا جواب میدهد یا نمیدهد. آن بیرون از کنترل توست. آنچه در کنترل توست این است که وقتی جواب نداد چقدر میبازی.
حد ضرر را بگذار. به حد ضرر احترام بگذار. زنده بمان برای یک روز دیگر.
این فقط مدیریت ریسک نیست. این معاملهگری است

