اگر هر وقت شنیده باشید که یک معاملهگر میگوید: «یک مثلث در حال شکلگیری دیده میشود» یا «این شبیه سر و شانه است»، منظورش الگوهای نموداری است — یکی از قدرتمندترین ابزارها در تحلیل تکنیکال.
اما نکته مهم اینجاست:
وقتی معاملهگران میگویند «الگوهای نموداری»، معمولاً منظورشان الگوهای کندلی ژاپنی/جاپانی نیست، بلکه الگوهای غربی است.
بیایید این سردرگمی را یکبار و برای همیشه روشن کنیم.
در سایتهای اجتماعی با ما باشید
دو روش عمده تحلیل تکینکال
هدف همه روش تحلیلهای تکنیکال یکی است: شناسایی فرصتهای معاملاتی باز کردن یا بستن پوزیشنها.
و امروز تحلیل تکنیکال از دو مکتب اصلی الهام گرفته است:
- الگوهای کندلی ژاپنی/جاپانی (مثل چکش، دوجی یا الگوی پوششی) روی 1 تا 3 کندل تمرکز دارند تا تغییرات کوتاهمدت احساسات بازار — مثل ترس و طمع — را نشان دهند.
- الگوهای نموداری غربی به تصویر بزرگتری نگاه میکنند—یعنی نحوهٔ حرکت قیمت در طول چندین روز یا هفته که شکلهای شناختهشدهای مثل پرچم، مثلث یا دو سقف ایجاد میکند.
در این راهنما — و در اکثر کتابهای معاملاتی —وقتی از «الگوهای نموداری» صحبت میشود، منظور همین الگوهای غربی است. و وقتی منظور آن الگوهای کندلی/شمعی باشند — از اصطلاح کندلاستیک یا شمع استفاده میکند.
ساده بگوییم:
کندلها حال و هوای ساعت، روز، هفته، و… بازار را نشان میدهند.
الگوهای نموداری داستان کلی بازار را را روایت میکنند.
الگوهای غربی چه شکلی هستند؟
فرض کنید قیمت بهسرعت بالا میرود، بعد متوقف میشود و خریداران و فروشندگان با هم درگیر میشوند. در این مدت درگیری، قیمت بین دو خط همگرا بالا و پایین میرود — و یک مثلث متقارن شکل میگیرد.
یا تصور کنید یک رالی قوی داشته باشیم، بعد یک اصلاح، سپس یک رالی کوچکتر، دوباره اصلاح، و در نهایت یک شکست نزولی — این یک الگوی کلاسیک سر و شانه است که اغلب نشانهٔ تغییر روند است.
اینها خطوط تصادفی نیستند. آنها ردپای بصری روانشناسی بازار هستند — رفتارهای تکرارشوندهای که دهههاست در بازارهای سهام، فارکس و ارزهای دیجیتال دیده میشوند.
اما؛ خوبی آنها در این است که نامهای آن ها از چیزهای گرفته شده است که شما روزانه در اطراف خود میبینید.
معروفترین الگوهای غربی عبارتند از:
- الگوهای ادامهدهنده: پرچم، پرچممثلثی (پنانت)، مثلثها
- الگوهای بازگشتی: سر و شانه، دو سقف/دو کف، کف گرد
- الگوهای دوطرفه: مثلث متقارن (ممکن است هم صعودی و هم نزولی شود)
💡 نکته جالب: بسیاری از این الگوها اولینبار در دههٔ 1930 توسط تحلیلگرانی مثل رابرت ادواردز و جان ماجی ثبت شدند— و هنوز هم کاربرد دارند .
چرا معاملهگران به این الگوها اعتماد میکنند؟
معاملهگران یا تریدرها به الگوهای نموداری اعتماد میکند چون بارها بارها اتفاق داده است. مانند ابر فکر کنید که نشاندهنده احتمالی باران است — اما حتمی نیست.
الگوهای نموداری به دو سؤال مهم پاسخ میدهند:
- آیا روند فعلی ادامه پیدا میکند یا برمیگردد؟
- اگر قیمت از الگو خارج شد، چقدر ممکن است حرکت کند؟
مثلاً:
- یک پرچم صعودی بعد از یک رالی تند، اغلب نشانهٔ یک توقف کوتاهمدت قبل از ادامهٔ روند صعودی است.
- یک دو سقف نزدیک یک مقاومت مهم، ممکن است هشداری برای افت آینده باشد.
بسیاری از این الگوها حتی هدف قیمتی داخلی هم دارند. (مثلاً در الگوی سر و شانه، میتوانید حدود حرکت نزولی را با اندازهگیری ارتفاع «سر» تخمین بزنید.
یک هشدار: چیزی تظمین شده وجود ندارد
الگوهای نموداری آیندهنگر جادویی نیستند. آنها زمانی بهترین عملکرد را دارند که:
- با حجم معاملات تأیید شوند (مثلاً حجم بالا هنگام شکست)
- با روند کلی هماهنگ باشند
- همراه با ابزارهای دیگر مثل حمایت/مقاومت یا میانگینهای متحرک استفاده شوند
- با رویدادها و گزارشات اقتصادی هماهنگ باشند
- و….
هرگز فقط به خاطر اینکه یک الگو «شبیه» چیزی است، معامله نکنید. منتظر تأیید باشید —معمولاً یک بستهٔ قطعی خارج از مرزهای الگو.
در تصویر زیر شما نمونهای از الگوی ادامه دهنده مثلث را روی نمودار طلا و دالر/دلار (XAUUSD) مشاهده میکنید.
این الگو به دلایل زیر موفق بود:
- در جهت روند الگو را شکست
- اندیکاتور RSI برگشت را پیشبینی نمیکرد. این یعنی تایید ادامه روند.
- قبل از شکست الگو؛ کندلهای چکش و الگوی خطوط کمربند کندل استیک ظاهر شد. چکش تردید و کمربند خط روند صعودی را پیشبینی کرده بود.
- این الگو زمانی شکسته شد که جنگهای تعرفهای ترامپ شدت گرفت. و طلا پول روزهای عدماطمینان است. زمانی که ترس از سقوط یا بحران اقتصادی پیش آید طلا رشد میکند. و این الگو هم در چنین شرایط به سمت بالا شکستانده شد.
نکتهٔ پایانی
ابتدا روی نمودارهای تاریخی تمرین کنید. سعی کنید الگوها را بعد از اتمام پیدا کنید. با گذشت زمان، چشمتان آموزش میبیند که آنها را در زمان واقعی هم تشخیص دهد.
موفق باشید!

