بعضی روزها، سرمایهگذاران بیدار میشوند و میخواهند همه چیز بخرند—مانند سهام، کریپتو، ارزهای بازارهای نوظهور، اوراق با بازده بالا. روزهای دیگر، هیچ چیز جز امنیت نمیخواهند—مانند دلار آمریکا، اوراق قرضه دولتی، طلا. دادههای اقتصادی، سود شرکتها و جهان تغییر نکرده است. اما حالوهوا تغییر کرده است.
این چارچوب ریسکپذیری/ریسکگریزی است. توضیح نمیدهد ارزش داراییها چقدر است. توضیح میدهد سرمایه چطور بر اساس اینکه سرمایهگذاران احساس اعتماد یا ترس میکنند، بین آنها حرکت میکند. و یکی از کاربردیترین روشها برای فهم حرکتهای کوتاهمدت بازار است.
تا پایان این مطلب کوتاه، میفهمید ریسکپذیری و ریسکگریزی یعنی چه، کدام داراییها در هر رژیم (وضعیت) عملکرد دارند، چه چیزی جابهجایی بین آنها را آغاز میکند و چطور از این چارچوب به عنوان یک معاملهگر یا سرمایهگذار استفاده کنید.
در سایتهای اجتماعی با ما باشید
دو رژیم (وضعیت)
بازارهای مالی بین دو حالوهوای غالب نوسان میکنند. اسمها به خوبی توصیفشان میکنند.
ریسکپذیری یعنی سرمایهگذاران خوشبین هستند. باور دارند اقتصاد قوی یا در حال بهبودی است. مایل به پذیرش ریسک برای دستیابی به بازدهیهای بالاتر هستند. سرمایه از پناهگاههای امن خارج و به داراییهای رشد وارد میشود. ترس پایین طمع در حال افزایش است.
ریسکگریزی یعنی سرمایهگذاران بدبین یا ترسیده هستند. نگران رکود، بحران ژئوپلیتیک یا بیثباتی مالی هستند. بازگشت سرمایه را بر بازدهی روی سرمایه اولویت میدهند. پول به پناهگاههای امن هجوم میبرد. داراییهای رشد، اغلب بودن تفکیک فروخته میشوند.
این جابهجایی میتواند در عرض چند ساعت—گاهی چند دقیقه—اتفاق بیفتد. مثلاً یک نتیجه انتخاباتی غافلگیرکننده، یک تصمیم بانک مرکزی که بازارها را غافلگیر میکند، یک تشدید در تنشهای ژئوپلیتیک میتواند باعث جابهجایی شود. اما بنیادهای اقتصاد به این سرعت تغییر نمیکنند. احساسات تغییر میکند.
چه چیزی در هر رژیم بالا و پایین میرود
داراییهای مشابه بسته به اینکه کدام رژیم غالب است، رفتار بسیار متفاوتی دارند.
داراییهای ریسکپذیر (وقتی اعتماد بالاست افزایش مییابند)
- سهام: بهویژه سهام رشدی، سهام فناوری و سهام بازارهای نوظهور ریسکپذیر است. سرمایهگذاران حاضرند برای رشد سود آینده هزینه کنند.
- اوراق با بازده بالا (junk bonds): سرمایهگذاران کیفیت اعتباری پایینتر را در ازای بازدهیهای بالاتر میپذیرند.
- ارزهای بازارهای نوظهور: سرمایه به سمت ارزهای با بازده بالاتر جریان مییابد چون سرمایهگذاران به دنبال بازدهی هستند.
- کالاها: فلزات صنعتی مثل مس و نفت با انتظارات تقاضای قوی اقتصادی افزایش مییابند.
- کریپتو: مثل یک دارایی پرریسک با بتای بالا رفتار میکند. وقتی اشتهای ریسک قوی است جهش میکند.
داراییهای ریسکگریز (وقتی ترس بالاست افزایش مییابند)
- دلار آمریکا: پناهگاه امن اصلی جهان دلار/دالر آمریکاست. وقتی ترس افزایش مییابد تقویت میشود، صرفنظر از شرایط اقتصادی آمریکا.
- ین ژاپن و فرانک سوئیس: ارزهای پناهگاه امن سنتی به حساب میآید. سرمایه در طول بحرانها به آنها جریان مییابد.
- اوراق قرضه دولتی (خزانهداری آمریکا، بوند آلمان): قیمتها افزایش، بازدهیها کاهش مییابند چون سرمایهگذاران به دنبال امنیت هستند.
- طلا: این یک پوشش کلاسیک بحران است. وقتی اعتماد به پولهای کاغذی یا ثبات مالی تحلیل میرود، طلا جهش میکند.
- سهام دفاعی: منظور سهام شرکتهای سازنده سیستم دفاعی یا جنگی نیست. بلکه منظور شرکتهای آب و برق، کالاهای مصرفی ضروری، بهداشت و درمان است—شرکتهایی که مردم صرفنظر از اقتصاد به محصولاتشان نیاز دارند.
چه چیزی جابهجایی را آغاز میکند؟
جابهجایی بین ریسکپذیری و ریسکگریزی توسط تغییرات در احساسات هدایت میشود، نه تغییرات در بنیادهای اقتصادی. اما احساسات خودش توسط محرکهای خاصی هدایت میشود.
تصمیمات بانک مرکزی: یک افزایش نرخ غافلگیرکننده میتواند بازار را ظرف چند دقیقه از ریسکپذیری به ریسکگریزی برگرداند. یک سیگنال کبوتری میتواند عکس آن را انجام دهد. بانکهای مرکزی قدرتمندترین محرک منفرد احساسات ریسک هستند.
غافلگیریهای دادههای اقتصادی: یک گزارش اشتغال که بسیار قویتر یا ضعیفتر از حد انتظار است. یک عدد تورم که چشمانداز نرخها را تغییر میدهد. داده GDP که علامت رکود یا رونق میدهد. خود داده اهمیت دارد. غافلگیری بیشتر اهمیت دارد.
رویدادهای ژئوپلیتیک: جنگها، انتخابات، تحریمها، مناقشات تجاری. اینها بیاطمینانی ایجاد میکنند و بازارها از آنها متنفرند. این رویدادها حداقل برای کوتاهمدت سبب ریسکگریزی میگردد.
تصادفات مالی: یک نکول شرکتی بزرگ، یک ورشکستگی بانکی، یک فروپاشی صندوق پوشش ریسک، ترسهای سرایت ایجاد میکنند که حرکتهای ریسکگریز در تمام بازارها را آغاز میکنند.
مومنتوم و موقعیتگیری: گاهی جابهجایی صرفاً به این دلیل اتفاق میافتد که سرمایهگذاران زیادی در یک جهت موقعیت گرفتهاند. یک معامله شلوغ به طور خشن باز میشود. فروش، خودش را تغذیه میکند. احساسات نه به خاطر یک رویداد منفرد، بلکه به این دلیل جابهجا میشود که بازار زیادی در یک جهت خم شده بود و نیاز به اصلاح داشت.
چطور از این چارچوب استفاده کنیم
چارچوب ریسکپذیری/ریسکگریزی به خودی خود یک استراتژی معاملاتی نیست. یک لنز برای فهمیدن اینکه همین الان در بازارها چه میگذرد است.
داشبورد را چک کنید: شاخصهای خاصی رژیم فعلی را علامت میدهند. مثلاً VIX (شاخص نوسان) وقتی ترس بالاست افزایش و وقتی اعتماد قوی است کاهش مییابد. اسپردهای اعتباری (شکاف بین بازدهی اوراق شرکتی و اوراق دولتی) در طول ریسکگریزی باز و در طول ریسکپذیری بسته میشوند. جفتارزهایی مثل USD/JPY و AUD/JPY فشارسنجهای اشتهای ریسک هستند. دلار در ریسکگریزی تقویت میشود. دلار استرالیا که به کالاها و رشد جهانی متصل است، در ریسکپذیری تقویت میشود.
خلاف رژیم حرکت نکنید: اگر بازار به وضوح ریسکگریز است، خرید سهام رشدی سفتهبازانه یعنی شنا کردن خلاف جریان. ممکن است درباره بنیادها درست بگویید. ممکن است همچنان در کوتاهمدت پول از دست بدهید. رژیم تعیین نمیکند ارزش چیزها چقدر است. تعیین میکند پول همین الان به کجا جریان دارد.
بدانید رژیم کی ممکن است تغییر کند: رژیمها برای همیشه نمیمانند. دورههای ریسکپذیری وقتی تمام میشوند که احساسات بیش از حد صعودی و موقعیتگیری شلوغ میشود. دورههای ریسکگریزی وقتی تمام میشوند که ترس به اوج میرسد و فروشندگان تمام میشوند. جابهجایی اغلب وقتی اتفاق میافتد که اخبار هنوز بد است—بازارها قبل از تیترها میچرخند.
سخن پایانی
ریسکپذیری و ریسکگریزی به شما نمیگویند چه بخرید. به شما میگویند بازار همین الان چه میکند و چرا.
وقتی میبینید سهام و کریپتو جهش میکنند در حالی که دلار سقوط میکند، ریسکپذیری را تماشا میکنید. وقتی میبینید دلار اوج میگیرد، بازدهی اوراق سقوط میکند و طلا همزمان بالا میرود، ریسکگریزی را تماشا میکنید. همان الگوها در چرخهها، در بحرانها، در دههها تکرار میشوند.
یاد بگیرید تشخیصشان دهید. شما را غیبگو نمیکنند. اما کمکتان میکنند بفهمید چرا سبد سرمایهگذاریتان آنطور که حرکت میکند حرکت میکند—و اینکه میخواهید با جریان بروید یا در برابرش بایستید.

