حمایت به شما میگوید خریدارها کجا ممکن است وارد شوند. مقاومت به شما میگوید فروشندهها کجا ممکن است دست به کار شوند. کانال قیمتی به شما میگوید قیمت قرار است کجا باشد—و دقیقاً کَی ممکن است قانون را بشکند.
در تحلیل تکنیکال، کانالها یکی از بادوامترین ساختارها برای معامله هستند. آینده را پیشبینی نمیکنند. فقط میدان نبرد فعلی را مشخص میکنند. قیمت بین دو خط موازی حرکت میکند: یکی بالا، یکی پایین. داخل این خطها، بازار در تعادل است. بیرون از این دو خط روند یا وضعیت تغییر کرده است.
این راهنما به شما نشان میدهد کانالها را چطور درست بکشید، چطور با نظم آنها را معامله کنید، و چطور بفهمید کی دیگر به کارتان نمیآیند.
در سایتهای اجتماعی با ما باشید
چرا کانالها مهم هستند؟
بیشتر معاملهگرها به قیمت نگاه میکنند و چیز تصادفی میبینند. یک روز بالا، یک روز پایین. نه الگویی، نه ساختاری.
کانالها به شما ساختار را نشان میدهند.
کانال قیمتی یعنی قیمت بین دو خط موازی حرکت کند. همین. اما همین دو خط همه چیز را عوض میکنند. برای سر و صدا محدودیت تعیین میکنند. داخل این محدوده، شما حدس نمیزنید—تماشا میکنید که قیمت چطور رفتار تکراری از خودش نشان میدهد.
کانالها شخصیت بازار را هم نشان میدهند. کانال پهن یعنی نوسان زیاد و بلاتکلیفی. کانال باریک یعنی انضباط و اتفاق نظر. هر دو قابل معامله هستند. فقط باید بدانید کدامیک را پیش رو دارید.
کانالها سه نوع اند: افقی، صعودی و نزولی
همه کانالها در سه گروه جای میگیرند. یاد بگیرید در یک نگاه تشخیصشان دهید.
1. کانالهای افقی (رنج)
قیمت بین یک سقف صاف و یک کف صاف حرکت میکند. نه شیب صعودی، نه شیب نزولی. قدرت خریداران و فروشندهگان مساویاند. هیچکدام نمیتوانند قیمت را از این مرزها بیرون ببرند. اما؛ اگر قیمت بیرون از این کانال رفت، حرکت بعدی روندی است نه رنج.
چطور معامله کنیم: نزدیک کف بخرید. نزدیک سقف بفروشید. صبر کنید تا دوباره قیمت به خط برسد. تکرار کنید تا وقتی که کانال بشکند. متوجه باشید که کانال باید به اندازه کافی بزرگ باشند. کانال کوچک ارزش ریسک نداشته و نسبت ریسک به ریوارد آن نیز پایین است. و حرف مهم: رسیدن قیمت به سقف یا کف کافی نیست، باید تاییدیهها داشته باشید.
چه چیزی به شما میگوید: بازار در تعادل است. هیچکس کنترل را در دست ندارد. به محض اینکه قیمت از کانال بیرون شد، کنترلکننده مشخص میگردد.
در نمودار زیر شما کانال قیمتی را روی نمودار دلار استرالیا با دلار کانادا مشاهده میکنید.
طوری که در نمودار بالا مشاهده میکنید، این کانال:
- به اندازه کافی عریض است. یعنی 177 پیپ فاصله بین خطوط آن میتواند قانع کننده باشند
- افقی حرکت کرده است
قبل از برگشت در سطوح حمایت و مقاومت شما الگوهای نموداری و کندلاستیک مشاهد میکنید. برای نمونه؛ الگوی کف دوقلو در کف سومی و الگوی مثلث در کف آخری دیده میشود. در ضمن RSI اشباع فروش نسبی را نشان میدهد.
2. کانالهای صعودی
هر دو خط بالا و پایین شیب مثبت دارند. قیمت در یک راهرَوی کَج شده، سقفهای بالاتر و کفهای بالاتر میسازد.
چطور معامله کنیم: دنبال برخورد و الگوهای شمعی (کندلی) به خط پایین بگردید. آنجا خریدارها دوباره جمع میشوند. خط بالا هدف شماست، نه نقطه ورود. یعنی تلاش نکنید که بفروشید. چرا؟ چون روند صعودی است، موجِ برگشت کوتاه بوده و نسبت ریسک به ریوارد آن کم است. در ضمن؛ فروش در کانال صعودی، معامله مقابل روند است. با روند نجنگید.
چه چیزی به شما میگوید: خریدارها کنترل را در دست دارند، اما صبورند. دنبال قیمت نمیدوند؛ منتظر میمانند قیمت خود برسد.
کانال صعودی را روی نمودار 15 دقیقهای یورو با دلار در تصویر زیر میبینید.
طوری که در تصویر بالا مشاهده میکنید، فروش در کانال صعودی با ریسک بالا و ریوارد پایین است. در ضمن؛ این کار جنگیدن با روند است. و این کار اشتباه است.
اما؛ خرید در کانال صعودی مخصوصاً در صورت مشاهده الگوهای صعودی و تاییدیهها خیلی عاقلانه است. و نسبت ریسک به ریوارد آن نیز عالی است.
3. کانالهای نزولی
هر دو خط شیب منفی دارند. قیمت در یک راهروی کج شده، سقفهای پایینتر و کفهای پایینتر میسازد.
چطور معامله کنیم: دنبال برخورد به خط بالا و کندلهای برگشتی و الگوهای نموداری برگشتی در تایم فریم کوچکتر بگردید. آنجا فروشندهها دوباره وارد میشوند. خط پایین هدف شماست. در این کانال به دنبال خرید نباشید چون موج اصلاحی (داخل روند) کوتاه و معامله خرید ضد روند است. با روند دوست باشید و در کانال نزولی فقط به دنبال فرصتهای فروش باشید.
چه چیزی به شما میگوید: فروشندهها کنترل را در دست دارند. هر رشد کوچکی با فروش جدید جواب داده میشود.
در نمودار زیر چهار ساعته شما کانال نزولی را مشاهده میکنید که عریش بوده و الگوهای برگشتی نیز قابل مشاهد است.
یک قانون ساده: کانالی را که نیست، به زور تحمیل نکنید. اگر خطها روی قیمت سوار نمیشوند، کانالی وجود ندارد. بروید سراغ فرصت های بعدی.
چطور یک کانال درست بکشیم؟
بیشتر معاملهگرها کانال را بد میکشند. قیمت را داخل قالبی میبرند که نظر قبلیشان را تأیید کند. بعد تعجب میکنند چرا جواب نمیدهد.
کشیدن کانال یک روش ساده و تکرارپذیر است.
مرحله اول: اول جهت روند را مشخص کنید. کانالها دنبالهرو رونداند. اگر قیمت سقفهای بالاتر و کفهای بالاتر میسازد، دنبال کانال صعودی بگردید. اگر سقفهای پایینتر و کفهای پایینتر میسازد، کانال نزولی. اگر هیچکدام، کانال افقی.
مرحله دوم: حداقل دو نقطه تماس برای یک خط پیدا کنید. یک خط نیاز به تأیید دارد. دو برخورد به خط بالا. یا دو برخورد به خط پایین. نه یکی. دو تا. بیشتر بهتر. قبل از آن شما نمیتوانید بگویید که کانالی وجود دارید یا نه. در ضمن؛ متوجه باشید که ممکن الگوهای دیگر مانند الگوی ABC و الگوی مستطیل باشند که تا هنوز نشکسته است.
مرحله 3: خط موازی را در طرف مقابل بکشید. اینجا جای اشتباهات بزرگ است. خط دوم باید با خط اول موازی باشد. نه با چشم، موازی.
بیشتر پلتفرمهای معاملاتی ابزار مخصوص این کار را دارند—معمولاً به اسم «خط موازی» یا «روندخط با زاویه». اما؛ اکثر این ابزارها طرفدار ندارد.
شما برای رسم کانال، بار اول یکی از خطها را (حمایت یا مقاومت) رسم کنید. سپس، انتخاب و ctrl گرفته و خط بعدی را بگذارید.
مرحله چهارم: فقط یک بار تنظیم کنید. کانالها ساختار زندهاند. بعد از کشیدن، ممکن است قیمت کمی بیرون بزند. اشکال ندارد. اما اگر دیدید در یک هفته سه بار دارید یک کانال را دوباره میکشید، تحلیل نمیکنید—تحمیل میکنید.
کنترل کیفیت نهایی: آیا این کانال ارزش معامله دارد؟
خطها را کشیدهاید. روی قیمت سوار میشوند. کانال تمیز است.
حالا سؤالی را بپرسید که بیشتر معاملهگرها از کنارش میپرند: آیا فاصله بین این دو خط آنقدر هست که بشود معامله کرد؟
یک کانال که از نظر فنی درست است اما بیش از حد باریک است، باز هم معامله باختی است. کیفیت الگو جبران ریاضیات معامله را نمیکند.
مثلا بهتر است که کانال زیر را معامله نکرد. چرا؟ چون فاصله میان خطوط حمایت و مقاومت بسیار کم و نسبت ریسک به ریوارد آن قانع کننده نیست.
دو سوال مهم در مورد پهنای کانال
قبل از اینکه بخواهید درون یک کانال معامله انجام دهید باید از خود بپرسید که ارزش ریسک را با توجه به ویژگی کانال مربوط داند یا نه. و این دو سوال مربوط حد سود و حد ضرر است.
1. میتوانم حد ضررم را منطقی بیرون از خط کانال بگذارم؟
حد ضرر باید بیرون از خط باشد، چون آنجا جایی است که فرضیه معامله باطل میشود. اگر قیمت از خط پایین کانال صعودی رد شود و پایینتر بسته شود، با توجه به اندازه کندل ممکن است که روند تغییر کرده باشد. حد ضرری که داخل کانال میگذارید، لنگر منطقی ندارد—فقط حدس میزنید چقدر ضرر را تحمل میکنید. اگر کانال آنقدر باریک است که مجبورید حد ضرر را بگذارید داخل خط به جای بیرونش، معامله برخورد نمیکنید—دارید شیر یا خط میاندازید.
2. سود احتمالی حداقل دو برابر ریسک شما هست؟
این یک قانون خشک برای همه معاملهها نیست. اما اگر فاصله دو خط کانال به شما نسبت سود به ریسک مناسبی نمیدهد—معمولاً دو یا سه برابر فاصله حد ضرر—ریاضیات علیه شما کار میکند، حتی قبل از اینکه وارد شوید.
یک معیار عملی: فاصله بین سطوح حمایت و مقاومت باید حداقل سه برابر فاصله حد ضرر شما باشد. باریکتر از این، الگو هر چقدر هم تمیز باشد، برتری خودش را از دست میدهد.
خلاصه: چه وقت کانال را معامله نکنیم؟ اگر کانال این آزمون را رد کرد، این خطها فقط تزئیناتاند، نه فرصت معامله. بروید سراغ الگوهای دیگر. مجبور کردن معامله روی یک کانال باریک، تحلیل تکنیکال را تبدیل به خودفریبی میکند.
معامله درون کانال
وقتی کانال را تأیید کردید و پهنا را هم اندازه گرفتید و مناسب بود، قوانین سادهاند. گرچند موارد زیر را قبلا شما خواندهاید. اما به دلیل اهمیت آن دوباره تکرار میکنیم.
در خط پایین: در کانال افقی و صعودی دنبال خرید بگردید. مگر اینکه کانال خیلی (واقعا خیلی) عریض باشند به فکر فروش در کانال صعودی نباشید. الگوی برگشتی پیچیده لازم نیست. اغلب یک کندل برگشتی ساده مانند کندل چکش یا الگوی نموداری در تایمفریم کوچکتر کافی است. حد ضرر را بگذارید درست زیر خط. هدف، خط بالاست.
در خط بالا: در کانال افقی و نزولی در خط بالا به دنبال فروش بگردید. مگر اینکه کانال خیلی عریض باشند به فکر خرید در کانال نزولی نباشید. برعکس روند معامله نکنید. همان منطق. کندل برگشتی. حد ضرر بالای خط. هدف، خط پایین.
میانه کانال، منطقه هیچکس نیست. وقتی قیمت بین دو خط شناور است، برتری وجود ندارد. صبر کنید تا به یکی از مرزها برسد. صبر حوصلهسر رفتن نیست. انضباط است.
شکست—وقتی کانال تمام میشود
هر کانالی بالاخره میشکند. این شکست نیست. این نقطه هدف است.
شکست قلابی: قیمت نوک میزند بیرون خط، زود برمیگردد داخل. این اتفاق با حجم کم میافتد. معاملهگرهایی که زود وارد شدهاند در دام میافتند.
شکست واقعی: قیمت بیرون کانال میبندد و همانجا میماند. حجم بالا تأییدش میکند. بازار دارد میگوید تعادل به هم خورده.
داخل کانال، شما روی خط وارد میشوید چون دارید ادامه یک الگوی تثبیتشده را معامله میکنید. سناریو بازگشت به میانگین است—قیمت زیادی دور شده و احتمالاً برمیگردد. در شکست، شما دارید یک تغییر ساختاری را معامله میکنید. قوانین عوض میشوند.
صبر کنید قیمت بیرون کانال ببندد. بعد صبر کنید تا دوباره به خط برخورد کند. خطی که قبلاً مقاومت بود حالا حمایت شده (یا برعکس). روی برخورد دوباره وارد شوید، نه روی خود شکست.
این یک عادت—صبر برای برخورد مجدد—بیشتر دامها را از سرتان کم میکند.
محدودیتی که باید بدانید
کانالها در بازارهای رونددار و رِنجگرفته عالی کار میکنند. در سه محیط خاص موفقیت آنها ضعیف میشوند: بازارهای پراکنده، بازارهای با نقدینگی کم، و تایمفریمهای کوچک.
1. بازارهای پراکنده و بیجهت
وقتی قیمت افقی حرکت میکند اما مرز تمیزی ندارد—فقط سایههای تصادفی و کندلهای روی هم—کانالها ذهنی میشوند. دو معاملهگر دو کانال متفاوت میکشند. هر دو ضرر میکنند. اکثر اوقات بازار جهت مشخص نداشته و فاصله بین خطوط کانال کم است. در چنین شرایط خود را مجبور به کشیدن کانال و یا پذیرش کانال نکنید.
2. داراییهای با نقدشوندگی کم.
سهامهایی که کم معامله میشوند یا ارزهای دیجیتال کوچک اغلب بدون مشارکت واقعی از خط کانال بیرون میزنند. کانال به نظر میرسد شکسته، بعد قیمت برمیگردد و الگو بیمعنی میشود. حجم این را تأیید میکند. بدون حجم، کانالها فقط تزئیناتاند.
3. تایمفریمهای خیلی کوچک
کانال پنج دقیقهای گاهی قابل معامله است. اما هر چه تایمفریم کوتاهتر باشد، سر و صدای بیشتری سوارش میشود. تایمفریمهای پایین سیگنال غلط بیشتر میدهند. تایمفریمهای بالا فرصت کمتر اما اعتبار بیشتر. انتخاب با شما.
راهحل: از کانالها در بازارهای با نقدشوندگی خوب و روند مشخص استفاده کنید. وقتی قیمت پراکنده است و حجم نامنظم، کنارشان بگذارید. و همیشه بپرسید: آیا این کانال به اندازه کافی پهن هست که ارزش معامله داشته باشد؟
پنج قانون که باید رعایت کنید
معامله بدون رعایت قوانین شبیه گشتوگذار در دشت بدون داشتن نقشه است. در چنین شرایط گم کردن مسیر به احتمال خیلی بالا حتمی است. خیلی خیلی. کم نه. بنابراین؛ شما باید قوانین زیر را رعایت کنید که چانس پیروز خود را بالا ببرید.
قانون اول: خطوط کانال را امتداد دهید قبل از برخورد، نه بعدش. کانال باید قبل از اینکه قیمت به مرز برسد روی چارت شما باشد. اگر بعد از برگشت قیمت خط را میکشید، تحلیل نمیکنید—دنبال قیمت میدوید. آن خط وقتی تصمیم مهم بود وجود نداشت. دفعه بعد اول خطوط را امتداد بده، بعد صبر کن.
قانون دوم: صبر کن تا قیمت به خط برسد. تنها برتری که کانال به شما میدهد در مرزهایش است. ورود از میانه میدان پایه منطقی ندارد—حدس میزنید قیمت به راهش ادامه میدهد، اما مدرکی ندارید. صبر یعنی منفعل بودن نیست. یعنی نخواهید بدون مزیت معامله کنید.
قانون سوم: قبل از ورود فاصله خطوط حمایت و مقاومت را اندازه بگیر. یک کانال تمیز اگر فاصله دو خطش کم باشد بیارزش است. قبل از اینکه دکمه خرید یا فروش را بزنید حد ضرر و سود را حساب کنید. اگر سود احتمالی حداقل دو برابر ریسک نیست، ریاضیات علیه شماست. کنار بکشید.
قانون چهادم: برای تأیید شکست از حجم استفاده کن. وقتی قیمت از کانال بیرون میزند، حجم به شما میگوید باور کنی یا نه. حجم بالا یعنی مشارکت واقعی. حجم پایین یعنی حرکت ضعیف است و احتمالاً برمیگردد. قبل از قبول کردن شکست، منتظر تأیید حجم بمان.
قانون پنجم: وقتی کانال شکست، ساختار جدید را بپذیر. کانال تمام شده. فقط چون با آن راحت بودید به معامله با فرض قبلی ادامه ندهید. بازارها جلو میروند. خطهایی که قبلاً قیمت را نگه میداشتند حالا تاریخند. دنبال چیزی که میآید بگرد، به جای اینکه امیدوار باشی الگوی قدیم برگردد.
پنج دام که باید دور بزنید
دام در همه جاست. اما؛ دامها در بازار مالی مانند فارکس و ارز دیجتیال بیشتر توسط ذهنیت شما گذاشته میشود. کوشش کنید که ذهنیت و رفتار خود را کنترل کرده و دامهای زیر را دور بزنید.
دام اول: به زور کانال کشیدن روی هر چارتی. همه بازارها کانال نمیشوند. همه تایمفریمها ساختار تمیز ندارند. به زور خط کشیدن فرصت ایجاد نمیکند—توهم ایجاد میکند. قبول کردن «امروز الگو نداریم» شکست نیست. انضباط است.
دام دوم: ورود زودهنگام. ترس از دست دادن فرصت (فومو) شما را قانع میکند وسط راه بخرید یا وسط راه بفروشید. به خودتان میگویید شاید قیمت دوباره به خط نرسد. اما اگر کانال معتبر باشد، میرسد. ورود زودهنگام یعنی ریسک کردن بدون اینکه منتظر مزیت بمانید.
دام سوم: معامله هر کانالی که میبینید. یک کانال قشنگ با پهنای کم باز هم معامله باخت است. کیفیت الگو جبران ریاضیات معامله را نمیکند. اینکه کانالی وجود دارد یعنی نباید حتماً معامله کنید. بعضی وقتها بهترین معامله آنی است که نمیکنید.
دام چهارم: معامله هر شکستی. بیشتر شکستهای الگو ناکام میشوند. بیرون میزنند، بیصبرها را گیر میاندازند، برمیگردند. آنهایی که واقعیاند به شما فرصت دوباره میدهند—برخورد مجدد به خط شکسته شده. منتظر آن برخورد بمان. برای زودتر وارد شدن جایزهای نیست.
دام پنجم: امیدواری به برگشتن کانال. بعد از یک شکست واقعی، بعضی معاملهگرها نگاه کردن به کانال قدیم نگاه میکنند، منتظرند قیمت برگردد تا بدون ضرر یا با سود کم خارج شوند. برنمیگردد. بازارها برنمیگردند به الگوهای قدیمی تا شما را سرِ صاف بگذارند. ضرر را بپذیر یا برو جلو.
سوالهای رایج (جواب کوتاه)
سه بار ایدهآل است. دو بار یک طرف، یک بار طرف دیگر. اما با دو بار برخورد هم میشود معامله کرد اگر ساختار تمیز باشد و فاصله مناسب. در ضمن؛ باید تاییدیهها داشتبه باشید.
همان که با مدت نگهداری شما هماهنگ است. کانال 15دقیقه برای معاملات روزانه. کانال روزانه برای معاملات چندروزه. کانال هفتگی برای روندهای بزرگتر.
بله. حجم شکست را تأیید میکند. RSI میتواند واگرایی در مرزهای کانال نشان بدهد. اما خود کانال ساختار اصلی شماست—بقیه بازیگران فرعیاند.
لازم نیست عالی باشند. اما اگر فاصله خط بالا و پایین مرتب کم و زیاد میشود، یعنی کانال ندارید. الگوی شما یا گوه است یا مثلث. آنها قوانین دیگری دارند.
معیار بخش دو را ببینید. یک قانون سرانگشتی: فاصله دو خط کانال باید حداقل سه برابر فاصله حد ضرر شما باشد. کمتر از این، ریاضیات به نفع شما کار نمیکند.
حرف آخر
کانال پیشبینی نیست. چهارچوب است.
به شما نمیگوید قیمت کجا خواهد رفت. میگوید قیمت کجاست—و کجا بوده. در این چهارچوب، شما قمار نمیکنید. پاسخ میدهید به رفتاری که تکرار شده و شما آن را مشاهده کردهاید.
اما چهارچوب به تنهایی کافی نیست. کانال باید به اندازه کافی پهن باشد تا معنی پیدا کند. یک راهروی باریک بین حمایت و مقاومت ممکن است از نظر فنی درست باشد، اما اگر جا برای معامله ندهد، هیچ چیز برای ارائه ندارد.
بهترین معاملهگرهای کانال کسانی نیستند که بیشترین درصد برد را دارند. کسانیاند که میدانند کدام کانالها را باید نادیده بگیرند.
خطها را بکش. فاصله را اندازه بگیر. صبر کن تا به مرز برسد. به شکست احترام بگذار.
این فقط معامله با کانال نیست. این معاملهگری است.

